شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٨ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
مطلب ما بدون اين سجود پس گفتند بآن زن كه بدرستى كه ما اجابت مىكنيم ترا بسوى آنچه خواستى گفت پس فرا گيريد اين شراب را پس بياشاميد پس بدرستى كه آن سبب تقرب شماست از اين بت و بآن مىرسيد بمراد خود پس مشورت كردند ميان خود و گفتند: اين سه خصلت است از آنچه نهى كرده شدهايم از آن، شرك و زنا و شراب، و ما قادر نيستيم بر زنا مگر بآن دوى ديگر تا اين كه برسيم ببر آوردن حاجت خود، پس گفتند: چه بزرگست بليه ما بسبب تو بتحقيق كه اجابت كرديم ترا، گفت:
پس فرا گيريد بياشاميد اين شراب را، و سجده كنيد از براى بت، پس آشاميدند شراب را، و سجده كردند، پس از آن خواستند كه تن در دهد بايشان پس چون مهياى آن شدند داخل شد بر ايشان سائلى كه سؤال ميكرد پس ديد آن دو كس را برين حالت پس بترسيدند از او پس گفت آن سائل: واى بر شما بتحقيق كه خلوت كردهايد شما با اين زن خوشبوى نيكو صورت و نشسته ايد آزاد بر مثل اين فاحشه يعنى زنا، بدرستى كه شما هر آينه دو مرد بديد، قسم بخدا كه هر آينه بكنم بشما يعنى آنچه جزاى شما باشد يا سزاوار آن باشيد و بيرون رفت برين نحو، پس برخاست آن زن پس گفت: نه، قسم بخداى من نمىرسيد حالا بسوى من و حال آنكه بتحقيق مطلع شد اين مرد بر حال شما و دانست جاى شما را، و بيرون مىرود حالا و خبر مىدهد، و ليكن شما پيشى گيريد بسوى اين مرد و بكشيد او را پيش از آنكه رسوا كند ما را همه، پس آن وقت فراگيريد يعنى مطلب خود را پس برآوريد حاجت خود را در حالى كه مطمئن باشيد و ايمن، پس شتافتند بسوى آن مرد پس رسيدند باو پس كشتند او را، پس برگشتند بسوى آن زن، پس نديدند آن را پس ظاهر شد از براى ايشان عورتهاى ايشان، و كنده شد از ايشان لباس فاخرى كه داشتند، و پشيمان شدند[١] و شنيدند
[١] - در حاشيه گفته:« يا حيران شدند يا لغزيدند و خطا كردند».