شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٩ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
هاتفى را[١] كه مىگويد: بدرستى كه شما فرود آورده شديد بسوى زمين ميانه آدميان از خلق خدا ساعتى از روز، پس عصيان كرديد خدا را بچهار گناه از گناهان كبيره[٢] و بتحقيق كه نهى كرده بود شما را از آنها و پيش فرموده بود بشما در باره آنها و شما نترسيديد از او و نه شرم كرديد از او، و بتحقيق كه بوديد شما سختترين آن كه عتاب كرد بر اهل زمين بسبب گناهان و كشيد[٣] غضب خدا را بر ايشان و چون گردانيد در شما از خوى خلق آدمى او، و بود پيشتر كه نگاهداشته بود شما را از گناهان، چگونه ديديد موضع ترك يارى او را در باره شما؟! فرمود آن حضرت: و بود
[١] - شارح( ره) در حاشيه كتاب نسبت باين عبارت گفته:« در بعضى نسخه ها بجاى« و شنيدند هاتفى را،( تا آخر)» چنين واقع شده:« فرمود آن حضرت كه: پس وحى فرستاد خدا بسوى ايشان كه: من فرود نياوردم شما را بسوى زمين با خلق خود مگر ساعتى از روز پس عصيان كرديد مرا بچهار تا از معاصى كه همه آنها بتحقيق نهى كرده بودم شما را از آنها، و پيش گفته بودم بشما در باره آنها، پس نترسيديد از من و شرم نكرديد از من و بتحقيق كه بوديد شما سختتر آن كه عتاب كرد بر اهل زمين از براى گناهان و كشيد خشم و غضب مرا بر ايشان و چون گردانيدم در شما از خوى خلق خود و نگاهدارى من شما را از معاصى پس چگونه ديديد ترك يارى مرا؟! اختيار كنيد عذاب دنيا را يا عذاب آخرت را؟- پس گفت يكى از ايشان برفيق خود، تا آخر حديث» و پوشيده نيست كه ظاهر اين است كه قبل از لفظ« و نگاهدارى من شما را» لفظى افتاده مثل اين كه« و باز داشتم از شما نگاهدارى من شما را» و الله تعالى يعلم».
[٢] - شارح( ره) در حاشيه گفته:« كه شرك باشد و آشاميدن شراب و قتل شخصى بناحق و زنا، و پوشيده نيست كه زنا بنا بر روشى كه نقل شده اگر چه واقع نشد نهايت چون مشرف بر آن شدند پس آن نيز بمنزله اين بود كه واقع شد از ايشان».
[٣] - شارح( ره) در حاشيه گفته:« پوشيده نماند كه عبارت حديث در بعضى نسخهها كه بنظر رسيده چنين است« و استجرا غضبه عليهم» و در بعضى« و استجرأ غضبه عليهم» و چون« استجرا» و« أسجر» هيچ يك معنى نداشت بخاطر رسيد كه هر دو از نسخهها سهو باشد و صحيح« استجر» باشد بمعنى« كشيد غضب خدا بر ايشان» يعنى طلب كرد و خواست كه غضب كند خدا بر ايشان، و بنا بر نسخه« أسجر» ممكن است كه الف سهو باشد و صحيح« سجر» باشد بمعنى گرم كرد و معنى اين باشد كه: گرم كرد غضب خدا را بر ايشان، و الله تعالى يعلم».