شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٨ - ٣٩٩٩ إذا ائتمنت فلا تستخن
٣٩٩٤ إذا عاقدت فاتمم.
هرگاه ببندى پيمانى پس تمام كن.
٣٩٩٥ إذا استنبت فاعزم.
هرگاه نايب گردانيده شوى پس جهد كن، مراد اينست كه هرگاه كسى ترا نايب كند در كارى، چون آنرا متعهد شده بايد كه كمال جد و جهد كنى در آن، بخلاف اين كه از براى خود بكنى كه اگر مساهله در آن بشود چندان ضررى ندارد مگر اين كه امر واجبى باشد.
٣٩٩٦ إذا وليت فاعدل.
هرگاه فرمانفرما گردى پس عدالت كن.
٣٩٩٧ إذا ارتأيت فافعل.
هرگاه نظر كنى پس بكن، مراد اينست كه هيچ كارى را مكن تا نظر و تأمل نكنى در آن، و هرگاه نظر و تأمل كنى و ظاهر شود بر تو خيريت آن بكن.
٣٩٩٨ إذا ائتمنت فلا تخن.
هرگاه امانت سپرده شدى پس خيانت مكن.
٣٩٩٩ إذا ائتمنت فلا تستخن.
هرگاه امانت بسپارى پس نسبت مده بخيانت، ممكنست كه مراد اين باشد كه امانت را بايد بكسى سپرد كه احتمال خيانت در او نرود، پس هرگاه امانت بكسى بسپارى اولى اينست كه هر چند خيانت كرده باشد اظهار خيانت او نكنى تا قصور راى و كاردانى تو ظاهر نشود، و ممكن است كه مراد بيان حكم شرعى باشد و اين كه هرگاه امانت بكسى سپرده شود او امين است و قول او مسموع، و بمجرد