شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٠ - ٤١٢٥ اذا اراد الله سبحانه ازالة نعمة عن عبد كان اول ما يغير عنه عقله و أشد شيء عليه فقده
كه تا كسى نرمى كند با ايشان، ايشان بدخوئى كنند و همين كه ديدند كه او هم درشتى و بدخوئى ميكند نرمى ميكنند و ترك درشتى مىنمايند، و ممكن است كه مراد اين باشد كه درشتى با چنين كسى نرمى است يعنى خوى پسنديده است مانند نرمى بساير مردم.
٤١٢٣ اذا كنت فى ادبار و الموت فى اقبال فما اسرع الملتقى.
هرگاه بوده باشى تو در پشت گردانيدن و مرگ در روآوردن پس چه تند باشد رسيدن بيكديگر، مراد اين است كه هر كه هست پشت بدنيا كرده و رو بمرگ مىرود و مرگ رو باو كرده و بجانب او مىآيد و در چنين حالى ظاهرست كه تند و زود بيكديگر مىرسند و با وجود اين پس از آن غافل نبايد بود و همواره در تهيه آن بايد بود.
٤١٢٤ اذا امكنت الفرصة فانتهزها فان اضاعة الفرصة غصة.
هرگاه ممكن شود فرصت پس غنيمت دان آن را پس بدرستى كه ضايعكردن فرصت غصه است، مراد اين است كه هر كار خيرى را كه فرصت آن يابى غنيمت دان فرصت آن را و بكن آن را و تأخير مكن، زيرا كه هرگاه نكنى آن را و فرصت آن فوت شود هميشه آن غصه خواهد بود از براى تو. پس هر كار خيرى را كه آدمى در دنيا فرصت آن يابد و نكند هميشه در آخرت كه فرصت از دست رفته آن غصه خواهد بود از براى او.
٤١٢٥ اذا اراد الله سبحانه ازالة نعمة عن عبد كان اول ما يغير عنه عقله و أشد شيء عليه فقده.
هرگاه اراده كند خداى سبحانه زايل كردن نعمتى را از بنده بوده باشد اول آنچه تغيير داده مىشود از او عقل او، و سخت ترين چيزى بر او نيافتن عقل است.
«خواستن خداى سبحانه زايل كردن نعمت را از بنده» چنانكه مكرر در نظاير آن