شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٤ - ٤٣٧٢ بادروا فى مهل البقية و انف المشية و انتظار التوبة و انفساح الحوبة
بكسر ظاء خوانده شود بر وزن «مقتدر» در فقره بعد و بنا بر اين معنى اين است كه غايبى كه انتظار مىكشد يعنى همان مرگ كه انتظار اذن و رخصت مىكشد از براى آمدن.
٤٣٦٩ بادروا قبل اخذة العزيز المقتدر.
پيشى گيريد پيش از يك بار گرفتن غالب توانا يعنى حق تعالى كه غالب است بر هر كسى و تواناست بر هر چيز و مراد بگرفتن او گرفتن او آدمى راست بمرگ.
٤٣٧٠ بادروا قبل الضنك و المضيق.
پيشى گيريد بعمل پيش از تنگى حال و ضيق مجال يعنى بسبب رسيدن اجل و مقدمات آن، «ضنك» و «مضيق» هر دو بمعنى تنگى است و تأكيد است.
٤٣٧١ بادروا قبل الروع و الزهوق.
پيشى گيريد پيش از ترسيدن و بيرون رفتن جان. مراد ترسى است كه روى مىدهد در وقت مشاهده آثار و علامات مرگ و قبل از اين در فصل الف استفتاح اين عبارت مباركه بود و در آنجا «الردع» بدال بود نه بواو و معنى اين بود كه پيش از بازداشتن يعنى بازداشتن شما از عمل برسيدن اجل.
٤٣٧٢ بادروا فى مهل البقية و انف[١] المشية و انتظار التوبة و انفساح الحوبة.
پيشى بگيريد در مهلت بقيه و در ابتداى مشيت و انتظار توبه و وسعت گناه.
يعنى پيشى بگيريد بعملهاى خير در بقيه عمرى كه مانده از براى شما و مهلت داده شدهايد بآن قدر و «در ابتداى مشيت» يعنى در اول زمانى كه شما را مشيت و اراده تواند بود يعنى پيشى بگيريد بخيرات در اوايل زمانى كه اراده كارها توانيد كرد
[١] - كذا صريحا بخطه، در أقرب الموارد گفته:« أنف كل شيء اوله، يقال: سارفى أنف النهار اى فى أوله، و هذا أنف عمل فلان أى أول ما أخذفيه» ليكن معروف در قرائت آن ضم همزه و نون است چنانكه ضبط نسخ مطبوعه در مصر و بيروت از نهج البلاغه نيز همانست پس طالب دقت خودش بتحقيق آن بپردازد.