شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٦ - ٤٢١٨ بالتعلم ينال العلم
دايم داشته و در بعضى نسخه ها «بتوالى» بدل «بفعل» واقع شده و بنا بر اين ترجمه اين است كه: بسبب پىدرپى كردن كار خير دايم داشته مىشود شكر، بهمان معنى كه مذكور شد با تصريح باين كه دوام شكر به پى در پى كردن كار خير مىشود نه باصل كردن كار خير، و ممكن است كه مراد بمعروف خصوص احسان باشد و مراد اين باشد كه اگر كسى خواهد كه كسى را كه احسانى باو كرده باشد هميشه شكر او كند بايد احسان را باو پى در پى كند كه اگر قطع احسان از او كند ديگر او شكر او نخواهد كرد و بنا بر نسخه اول نيز ممكن است حمل كلام بر اين معنى، نهايت بنا بر آن معنى اول ظاهرترست و بنا بر هر دو آن معنى دقيق تر و متين ترست.
٤٢١٥ بالعدل تصلح الرعية.
بعدل بصلاح مىآيد رعيت يعنى احوال ايشان انتظام مىيابد.
٤٢١٦ بالفكر تصلح الروية.
بفكر بصلاح مىآيد رويت، پوشيده نيست كه «رويت» چنانكه از كتب لغت ظاهر مىشود بمعنى فكر است و ظاهر اين است كه در اينجا مجازا بمعنى رأى و انديشه باشد يعنى هر رأى و انديشه كه از روى فكر باشد صالح و محل اعتماد تواند بود، و هر رأى و انديشه كه از روى فكر نباشد فاسد باشد و بر آن اعتماد نتوان كرد.
٤٢١٧ بالعقل صلاح البرية.
بعقل صلاح حال خلق حاصل شود يعنى هرگاه خلق موافق عقل سلوك كنند احوال ايشان بصلاح و خوبى باشد، يا اين كه هرگاه حاكم و صاحب اختيار ايشان عاقل باشد و موافق عقل سلوك كند احوال ايشان صلاح و استقامت يابد.
٤٢١٨ بالتعلم ينال العلم.
بتعليم گرفتن رسيده مىشود علم يعنى رسيدن بعلم بدرس خواندن نزد عالمى