شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٨ - ٣٨٩٩ انما مثل من خير الدنيا كمثل قوم سفر نبابهم منزل جديب فاموا منزلا خصيبا و جنابا مريعا فاحتملوا و عثاء الطريق و خشونة السفر و جشوبة المطعم لياتوا سعة دارهم و محل قرارهم
شما شود زيرا كه هر چه بكنند در آشكار يا نهان آشكار است بر حق تعالى و هرگاه بد باشد باعث رسوائى ايشان مىشود پس گويا پرده خود را دريدهاند نزد او تعالى شأنه.
٣٨٩٩ انما مثل من خير الدنيا كمثل قوم سفر نبابهم منزل جديب فاموا منزلا خصيبا و جنابا مريعا فاحتملوا و عثاء الطريق و خشونة السفر و جشوبة المطعم لياتوا سعة دارهم و محل قرارهم.
بدرستى كه نيست مثل كسى كه دانا شده باشد بدنيا مگر مانند مثل قومى مسافر كه موافق نباشد ايشان را منزلى خشك پس قصد كنند منزلى پرگياه و فضائى پر علف را پس بردارند مشقت راه را و درشتى سفر را و جشوبت خورش را تا اين كه بيايند بوسعت خانه ايشان و محل قرار ايشان. مراد اين است كه حال و صفت كسى كه دانا شده باشد بحال دنيا و غرض از آن مثل حال و صفت مسافرست كه در منزل ناموافقى باعتبار خشكى و قحطى آن باشند پس سفر كنند از آنجا بقصد منزلى پرگياه و فضايى پر آب و علف پس متحمل شوند مشقت راه را و درشتى سفر را و جشوبت خورش را يعنى غليظى و زبونى آن را يابى نانخورش بودن آن را از براى اين كه بيايند بوسعت خانه ايشان و محل قرار ايشان يعنى بخانه وسيعى از براى خود و جايى كه محل قرار ايشان تواند بود پس داناى بحال دنيا نيز ميداند كه ورود بر دنيا از براى قرار و استراحت در آن نيست بلكه منزلى است پر تعب و مشقت تا اين كه از آنجا بروند بخانه وسيع و محل قرار خود كه بهشت باشد و بنا بر اين جمعى مسافر كه تشبيه بآن شده جمعى است كه آخر مسافر شوند از منزل خود باعتبار خشكى و قحطى آن، و ممكن است كه مراد جمعى باشد كه بالفعل مسافر باشند و در منزل خشكى باشند و قصد كنند رجوع بخانه خود كه منزلى باشد پر آب و علف و بر خود گذارند مشقت راه آن را از براى وصول بوسعت خانه خود و محل قرار خود و وجه تشبيه اين باشد كه كسى كه دانا باشد بحال دنيا ميداند كه در دنيا مسافر است و