شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٤ - ٤٦٠١ ثمرة اليقين الزهادة
٤٥٩٧ ثمرة العجز فوت الطلب.
ميوه عاجزى فوتشدن مطلب[١] است ظاهر اينست كه مراد بعاجزى خود را بعجز انداختن و كاهلى كردن در سعيهاست نه عجز واقعى و مراد مذمت عجز بآن معنى است باين كه ثمره آن فوت مطالب اخروى و دنيويست.
٤٥٩٨ ثمرة الحرص العناء.
ميوه حرص تعب كشيدنست. يعنى ثمره كه بر آن مترتب مىشود تعبى است كه حريص مىكشد و اگر نه چيزى از براى او بسبب حرص زياد نمىشود بر آنچه تقدير شده از براى او، و بر تقديرى هم كه زياد شود چه كار او مىآيد كسب آن و گذاشتن آن از براى ديگرى چنانكه شيوه حريص است.
٤٥٩٩ ثمرة القناعة الغناء.
ميوه قناعت كردن توانگريست. زيرا كه كسى كه قناعت كند محتاج بديگرى نمىشود و توانگرى از اين بالاتر نمىباشد، و ممكن است كه قناعت بالخاصيه سبب توانگرى ظاهرى هم بشود.
٤٦٠٠ ثمرة العلم العبادة.
ميوه علم عبادت است. و علمى كه با عمل نباشد ثمره ندارد بلكه باعث زيان و خسران است چنانكه مكرر مذكور شد.
٤٦٠١ ثمرة اليقين الزهادة.
ميوه يقين يعنى يقين باحوال مبدء و معاد زهادت است يعنى بىرغبتى در دنيا، زيرا كه كسى را كه يقين به آنها باشد ميداند كه دنيا فانى است و آخرت پاينده و باقى، و آخرت در گرو عمل است بخلاف دنيا، و حق تعالى روزى بقدر ضرورى را البته مىرساند
[١] - كذا بخطه( ره) صريحا، پس« طلب» واقع در متن را بمعنى« مطلب» گرفته است.