شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧١ - ٤٤٥٩ بنا فتح الله و بنا يختم و بنا يمحو ما يشاء و يثبت
بشارت دهنده بود ايشان را» يعنى مژدهدهنده بود ايشان را بر ايمان و اطاعت.
٤٤٥٨ بنا اهتديتم الظلماء[١] و بنا تسنمتم العليا[٢].
بما راه يافتيد در تاريكى و بما بالا رفتيد بر مرتبه بلند. غرض ذكر حقوق حضرت رسالت پناه ٦ و آل اوست صلوات الله عليهم بر مردم، و اين كه بوسيله ايشان راه حق يافتند در وقتى كه در تاريكى كفر و ضلالت بودند، و بوسيله ايشان بشرف اسلام و ايمان و سعادت دنيا و آخرت رسيدند.
و بنا انفجرتم عن السرار[٣].
و بسبب ما گشوده شديد از سرار. «سرار» بمعنى شب آخر ماه باشد و مراد اين است كه بوسيله ما چون صبح بر آمديد از شب آخر ماه يعنى از تاريكى كفر و ضلالت كه مانند شب آخر ماه در نهايت تاريكى بود و اصلا نورى نداشت.
٤٤٥٩ بنا فتح الله و بنا يختم و بنا يمحو ما يشاء و يثبت.
بما ابتدا كرد خدا و بما منتهى مىسازد، و بسبب ما محو ميكند خدا آنچه را كه مىخواهد و اثبات ميكند آنچه را كه خواهد يعنى بما ابتدا كرد بايجاد عالم باعتبار اين كه نفوس مقدسه ايشان پيش از همه چيز خلق شده چنانكه در احاديث ديگر نيز وارد شده، و «بما منتهى مىسازد و ختم ميكند وجود عالم را» يعنى بعد از انقراض ما كه برحلت حضرت صاحب الزمان صلوات الله و سلامه عليه باشد وجود دنيا تمام مىشود و ديگر يك لمحه باقى نباشد چنانكه در احاديث ديگر نيز تصريح بآن شده،
[١] - در نهج البلاغه« فى الظلماء» بجاى« الظلماء».
[٢] - شارح( ره) بالاى« السرار» علامت« معا» گذاشته تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بفتح راء و كسر راء هر دو درست است، در منتهى الارب گفته:« سرار ككتاب آخرين شب از ماه و يفتح».
[٣] - كذا صريحا بخط شارح( ره) پس چنانكه از قرائت آن بضم عين و سكون لام و قصر آخر مستفاد مىشود بلكه از ملاحظه معنى آن نيز صريحا بر مىآيد شارح( ره) آنرا مؤنث« اعلى» دانسته است در صورتى كه شارحان نهج البلاغه آنرا بفتح عين و مد آخر خوانده و قرينه« ظلماء» دانستهاند، در منتهى الارب گفته:« علياء بالفتح و المد آسمان، و سر كوه، و جاى بلند، و آنچه بلند بر آيد از چيزى، و كار بزرگ سترگ» طالب تحقيق بشرح خطبه چهارم از خطب نهج البلاغه رجوع كند از شروح معتبره نهج البلاغه.