شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٩ - ٤٦٧٠ ثلاث من كن فيه فقد رزق خير الدنيا و الآخرة،
سه صفت است كه هر كه بوده باشد آنها در او كامل كرده باشد ايمان را، كسى كه هرگاه خشنود باشد بيرون نبرد او را خشنودى او بسوى باطلى، و هرگاه خشمناك گردد بيرون نبرد او را خشم او از حقى، و هرگاه قادر باشد فرا نگيرد چيزى را كه از براى او نباشد. يعنى «هرگاه خشنود باشد از كسى خشنودى او از او بيرون نبرد او را بسوى باطلى» يعنى باين كه مرتكب باطلى شود از براى او، مثل اين كه شهادت ناحقى دهد از براى او، يا حكم ناحقى كند از براى او. و «اگر خشمناك باشد از كسى خشم او بيرون نبرد او را از حقى» يعنى سبب اين نشود كه حقى را از براى او باطل كند، مثل اين كه شهادتى كه از براى او داشته باشد ندهد، يا اين كه حق با او باشد و بسبب خشم بر او حكم از براى او نكند. و «هرگاه قادر باشد فرا نگيرد» يعنى چيزى را كه حق او نباشد نگيرد با وجود اين كه قادر باشد بر اين كه بنا حق بگيرد.
٤٦٦٩ ثلاثة هن المروءة، جود مع قلة، و احتمال من غير مذلة، و تعفف عن المسألة.
سه خصلت است كه آنها مروت است يعنى مردى يا آدميت، سخاوت با كمى يعنى كمى مال، و متحمل شدن بى خواريى، و باز ايستادن از سؤال. يعنى طلب از مردم. و مراد به «متحمل شدن بى خواريى» متحمل شدن درشتيها وخلاف آداب مردم است و در پى تلافى و انتقام آنها نبودن، اما بشرطى كه بمرتبه نرسد كه باعث خفت و خوارى باشد كه اگر بآن مرتبه برسد آن مروت نيست بلكه نكوهيده و مذموم است.
٤٦٧٠ ثلاث من كن فيه فقد[١] رزق خير الدنيا و الآخرة،
هن
[١] - كلمه« فقد» و ترجمه او يعنى« پس بتحقيق كه» در نسخه اصل نيست و در ساير نسخ شرح و متن هست.