شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٥ - ٥٠٩٨ خدمة النفس صيانتها عن اللذات و المقتنيات، و رياضتها بالعلوم و الحكم، و اجتهادها بالعبادات و الطاعات، و فى ذلك نجاة النفس
٥٠٩٧ خدمة الجسد اعطاؤه ما يستدعيه من الملاذ و الشهوات و المقتنيات، و فى ذلك هلاك النفس[١].
خدمت كردن بدن را بخشيدنست بآن آنچه را طلب كند آنرا از لذتها و خواهشها، و كسب كرده شده ها يا ذخيره كرده شده ها، و در آنست هلاك شدن نفس. مراد اولا بيان معنى خدمت كردن بدن است كه در شرع اقدس ذم آن شده و بعد از آن ذم آن فرموده اند باين كه آن باعث هلاكت نفس مىگردد در آخرت، و مراد به «لذتها و خواهشها» لذتها و خواهشهائيست كه نهى از آنها شده باشد، و همچنين «كسب كرده شدها» يا «ذخيره كرده شده ها».
٥٠٩٨ خدمة النفس صيانتها عن اللذات و المقتنيات، و رياضتها بالعلوم و الحكم، و اجتهادها بالعبادات و الطاعات، و فى ذلك نجاة النفس.
خدمت كردن نفس را نگاهداشتن آنست از لذتها و كسب كرده شدها يا ذخيره كرده شده ها، و رياضت فرمودن آنست بعلمها و حكمتها، و بار كردن آنست نهايت طاقت آن بعبادات و طاعات، و در آنست رستگارى نفس. مراد اولا بيان معنى خدمت كردن نفس است كه در شريعت غراء مدح آن شده و بعد از آن مدح آن فرموده اند باين كه سبب رستگارى نفس گردد در آخرت. و مراد به «لذتها و كسب كرده شدهها (يا) ذخيره كرده شدها» آنهاست كه نهى از آنها شده باشد چنانكه در شرح فقره سابق مذكور شد. و مراد به «حكمت» چنانكه مكرر مذكور شد علم راست درست است پس ذكر «حكمتها» بعد از «علمها» از براى تخصيص بعد از تعميم است
.
[١] - ناظر باين حديث و حديث آينده است قول ابو الفتح بستى در نونيه معروفهاش:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|