شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٠ - ٤٠٠٩ إذا تغيرت نية السلطان تغير الزمان
نويسند زيرا كه هر يك از اينها ياد از بيگانگى مىدهد و هرگاه برادرى محكم باشد بايد طريقه اتحاد و يگانگى مسلوك نمود.
٤٠٠٦ إذا آخيت فاكرم حق الاخاء.
هرگاه برادر شوى پس گرامى دار حق برادرى را يعنى رعايت حقوق آن بر وجهى كه بايد بكن.
٤٠٠٧ إذا حضرت الآجال افتضحت الآمال.
هرگاه حاضر شود اجلها رسوا گردد اميدها، يعنى ظاهر شود كه سعى از براى آنها لغو و بيحاصل بوده و سعى از براى آن سرا بايست كه پاينده و باقى است.
٤٠٠٨ إذا بلغتم نهاية الآمال فاذكروا بغتات الآجال.
گاه برسيد بنهايت اميدها پس ياد كنيد ناگاه رسيدنهاى مرگها را، يعنى مغرور مشويد بآن و بسبب آن ظلم و طغيان و تكبر و سربلندى مكنيد، ياد كنيد ناگاه رسيدن مرگها را تا مانع شود شما را از آنها. و ممكن است كه مراد اين باشد كه اين علامت و نشان نزديكى مرگست بايد بعد از آن زياده ياد آن كرد و سعى در تهيه اسباب آن سفر و تحصيل توشه از براى آن نمود.
٤٠٠٩ إذا تغيرت نية السلطان تغير الزمان.
هرگاه تغير يابد نيت پادشاه تغير يابد روزگار، مراد اينست كه حق تعالى از روى حكمت و مصلحت بسبب تغير نيت و قصد پادشاه احوال روزگار را در مملكت او تغيير دهد پس تا پادشاه عادل باشد توسعه و فراخى دهد و هرگاه قصد ظلم و ستم كند بركات زمين و آسمان را در آن ملك كم كند و گرانى و تنگى فرستد، و همچنين اگر نيت پادشاه بر عكس اين تغير كند احوال روزگار نيز برعكس اين تغير كند و اين معنى بر عامه مردم نيز بتجربه معلوم شده و مؤكد و مؤيد اين بسيار بظهور