شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٣ - ٣٨٨٦ انما المجد ان تعطى فى الغرم و تعفو عن الجرم
بدرستى كه هلاك نكرده است قرنها را مگر پى در پى آمدن حركتها و سكون «قرن» بفتح قاف و سكون راء بى نقطه هر جمعى را گويند كه هلاك شده باشند و باقى نمانده باشد از ايشان كسى، و هر اهل زمان واحد را نيز گويند، و هر وقتى از زمان را نيز گويند، و مقدار خاصى از زمان را نيز گويند كه آن بنا بر اختلاف اقوال اهل لغت صد سال است يا صد و بيست سال و يا هشتاد سال و يا هفتاد سال يا شصت سال يا پنجاه سال يا چهل سال يا سى سال يا بيست سال يا ده سال، بنا بر اول و دوم معنى ظاهر است و بنا بر سيم يا چهارم مراد به «قرنها» اهل قرنهاست و حاصل كلام اين است كه: هلاك نكرده است اهل هر عصرى را مگر پى در پى آمدن حركات و سكون يعنى بودن آنها از اجسامى كه گاهى متحرك باشند و گاهى ساكن، زيرا كه اجسام صاحب حيات چنين را ناچار است از مرگ و بزودى بمرگ هلاك شوند و غرض اين است كه شما نيز چون اين معنى مشترك است ميان شما و ايشان پس مثل ايشان بزودى فانى خواهيد شد پس در فكر تهيه سفر خود و توشه گرفتن از براى آن باشيد.
٣٨٨٥ انما أنتم كركب وقوف لا يدرون متى بالمسير يؤمرون.
بدرستى كه نيستيد شما مگر مانند سوارانى ايستاده كه ندانند كه چه وقت برفتن امر كرده ميشوند مراد اين است كه شما نيز مثل آن سواران مشرف رفتنايد و دمبدم مأمور خواهيد شد بآن پس در تدارك زاد و راحله اين سفر پر خطر باشيد.
٣٨٨٦ انما المجد ان تعطى فى الغرم و تعفو عن الجرم.
بدرستى كه نيست مجد يعنى كرم يا رسيدن بشرف مگر اين كه ببخشى در غرم و بگذرى از گناه «غرم» بضم غين و سكون راء بى نقطه بمعنى نادان است و چيزى كه اداى آن لازم باشد و ممكن است كه مراد اين باشد كه كرم نيست مگر اين كه عطا كنى و بدهى در آنچه لازم باشد بر تو اداى آن از حقوق مردم مانند قرض و غير