شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٣ - ٤٥١٧ تذل الامور للمقادير حتى يكون الحتف فى التدبير
و محتاج ببيان بود، و ممكن است كه غرض از آن تعليل امر بسبكبارى نباشد بلكه غرض تصحيح «تلحقوا» باشد كه فرمودند، چه ظاهر ملحق شدن كسى بكسى اين است كه سابق هنوز در راه باشد كه لاحق باو برسد يا اين كه نزديك رسيدن او بمقصد لاحق هم برسد نه مجرد اين كه بجائى كه او رفته اين هم برود هر چند بعد از مدتى باشد خصوصا هرگاه امر بسبكبارى شده باشد از براى آن و منظور باشد تشبيه ايشان بمسافرى كه بعد از ديگرى از عقب او رود و بار خود را سبك كند تا باو برسد كه از جمله لطايف اين كلام معجز نظام است چه سبك كردن بار از براى اين است كه زود باو برسد، و اگر غرض محض رفتن بجائى باشد كه او رفته حاجت بآن نيست پس ممكن است كه غرض بيان اين باشد كه اينجا هم چنين است و هرگاه سبكبار باشيد در راه يعنى هنوز ايشان بمقصد نرسيده بايشان برسيد، زيرا كه قيامت از براى همه يك بار مىشود و چنين نيست كه هر كه فوت شود حساب او بشود و روانه بهشت يا دوزخ گردد و انتظار آيندگان از براى او كشيده نشود.
٤٥١٧ تذل الامور للمقادير حتى يكون الحتف فى التدبير.
رام مىگردد كارها از براى تقديرها تا اين كه بوده باشد مرگ در تدبير، يعنى هرگاه مرگ در وقتى تقدير شده كارها رام ميشوند از براى آن تقدير و فرمانبردار آن مىگردند تا اين كه مرگ ميباشد در تدبيرى كه كرده باشند از براى دفع آن، و ممكن است كه «تذل» بمعنى «خوارى ميكند و هموارى مىنمايد» باشد و حاصل هر دو يكى است. و در بعضى نسخهها بدل «الحتف» بتاى دو نقطه بالا «الحيف» بياى دو نقطه زير واقع شده و بنا بر اين ترجمه اين است كه: تا بوده باشد ظلم و جور در تدبير، يعنى هر امرى كه تقدير شده باشد كارها رام ميشوند يا هموارى ميكنند با آن تا اين كه تدبيرى كه كرده شود از براى دفع آن و سبب وقوع آن تقدير شود پس گوئيا آن تدبير ظلم و جور كند و تعدى كند از حد خود، يا اين كه تا واقع شود جور يعنى خطا