شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٤ - ٤٧١٨ حسن السياسة قوام الرعية
٤٨١٥ حسن الادب خير موازر و افضل قرين.
نيكوئى ادب بهترين يارى كننده ايست و افزونتر همنشينى است.
٤٨١٦ حسن الظن راحة القلب و سلامة الدين.
نيكوئى گمان آسايش دل و سلامتى دين است. «بودن آن آسايش دل» باعتبار اينست كه كسى كه بدگمان باشد بمردم هميشه از ايشان در خوف و ترس باشد و او را آرام دل نباشد، بخلاف كسى كه گمان نيكو داشته باشد بايشان كه او را انديشه و تشويشى نباشد از ايشان و دل او در راحت باشد. و «بودن آن سبب سلامتى دين» ظاهرست، چه بدگمانى بمردم شرعا مذموم است و ضرر بدين دارد، پس نيكوئى گمان بايشان باعث سلامتى از آن ضررست. و ديگر آنكه كسى كه بدگمان باشد بمردم، نمىشود كه ازو بدى چند صادر نشود نسبت بايشان كه ضرر بدين او داشته باشد، پس هرگاه بدگمان نباشد سالم ماند از آنها بلكه با همه بنيكوئى سلوك كند و اين باعث كمال دين او گردد.
٤٨١٧ حسن النية من سلامة الطوية.
نيكوئى نيت و قصد از سلامتى نهان است يعنى ناشى از سلامتى و خوبى باطن و خويها و اخلاق مىشود.
٤٧١٨ حسن السياسة قوام[١] الرعية.
[١] - كذا بفتح القاف صريحا بخط شارح( ره) و بهتر آن بود كه در اين مورد نيز مانند غالب امثال آن بكسر هم ضبط ميكرد و بر روى آن« معا» مىنوشت، زيرا كه قرائت آن بكسر نيز درست است بلكه معروفتر نيز ميباشد، در منتهى الارب گفته:« قوام كسحاب راستى و منه قوله تعالى:« و كان بين ذلك قواما» و بالاى مردم و مايه زيست، و قوام الامر بندش و نظام كار، يقال: فلان قوام أهله يعنى هو الذى يقيم شأنهم و قوام الامر ككتاب آنچه بدان قائم باشد و مايه درستى و آراستگى آن، قيام مثله يقال: فلان قوام أهله و قيامهم و هو الذى يقيم شأنهم و منه قوله تعالى:« و لا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما»».