شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٥ - ٤١٣٨ اذا اراد الله بعبد خيرا الهمه الاقتصاد و حسن التدبير و جنبه سوء التدبير و الاسراف
هرگاه پيش فرستى مال خود را از براى آخرت خود و جانشين سازى خداى سبحانه را بر كسى كه بگذارى او را بعد از خود، نيكبخت گردى به آن چه پيش فرستى، و نيكو كند خدا از براى تو جانشينى را بر كسى كه بعد از خود گذارى مراد ظاهرست و حاجت بشرح نيست.
٤١٣٧ اذا اراد الله بعبد خيرا الهمه القناعة فاكتفى بالكفاف و اكتسى بالعفاف.
هرگاه خواهد خدا ببنده نيكوئى را در دل او مىاندازد قناعت كردن را پس اكتفا كند او بكفاف و در پوشد عفاف را. مراد به «كفاف» بفتح كاف قدريست از مال كه بس باشد و بى نياز گرداند از مردم و «اكتفا نمودن بآن» بمنزله تفسير و بيان قناعت است كه مذكور شد و «عفاف» بفتح عين بمعنى باز ايستادن است از آنچه حلال نباشد و مراد به «پوشيدن آن» اين است كه آنرا لازم خود گرداند و هميشه با خود دارد بمنزله جامه و تفريع اين معنى بر «بدلافتادن قناعت» باعتبار اين است كه كسى كه توفيق قناعت يابد و طلب زيادتى نكند نه از راه حرام از براى حرمت آن و نه از راه حلال بسبب افضليت قناعت بر آن پس بطريق اولى مرتكب حرامهاى ديگر نيز نگردد، و ممكن است كه مراد بعفاف در اينجا خصوص باز ايستادن از كسب اموال از حرام باشد و بنا بر اين وجه تفريع ظاهرست.
٤١٣٨ اذا اراد الله بعبد خيرا الهمه الاقتصاد و حسن التدبير و جنبه سوء التدبير و الاسراف.
هرگاه اراده كند خدا ببنده نيكوئى را در دل او اندازد ميانه روى را و نيكوئى تدبير را، و اجتناب فرمايد او را از بدى تدبير و اسراف، مراد به «نيكوئى تدبير» نيكوئى تدبير در معاش است كه همان ميانه روى باشد كه مذكور شد، و مراد به «بدى تدبير» نيز بدى