شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٤ - ٤٥١٩ تيسر لسفرك و شم برق النجاة و ارحل مطايا التشمير
و غلط در تدبير و سبب وقوع آن تقدير شود نه دفع آن.
٤٥١٨ تزودو من ايام الفناء للبقاء فقد دللتم على الزاد و امرتم بالظعن و حثثتم على المسير.
توشه برگيريد از روزهاى فنا از براى سراى بقا، پس بتحقيق كه راه نموده شدهايد بر توشه، و فرمان داده شدهايد برفتن، و برانگيخته شده ايد بر روانه شدن. يعنى فرمان و تقدير الهى جارى شده برفتن شما، و برانگيخته طبايع شما را بر اين كه روانه شوند يعنى چنين خلق كرده كه البته بايد روانه شوند و پاينده نتوانند ماند، و ممكن است كه برانگيخته شدن بر رفتن باعتبار بشارتها باشد كه داده شده بنيكوكاران ببهشت و نعمتهاى آن، چه آنها بمنزله برانگيختن ايشان است بر رفتن.
٤٥١٩ تيسر لسفرك و شم برق النجاة و ارحل مطايا التشمير.
آسان شو از براى سفر خود، و نگاه كن برق رستگارى را كه متوجه كجاست و كجا ميبارد، و جهازگيرى كن شتران دامن بالازدن را. مراد به «آسان شدن از براى سفر خود» يعنى سفر آخرت مهيا شدن از براى آنست بر وجهى كه بآسانى روانه آن تواند شد، و «نگاه كن برق رستگارى را» يعنى نگاه كن كه رستگارى در پيروى و اطاعت كيست از آنان كه دعوى امامت ميكنند پس هرگاه بنظر و فكر معلوم شود كه قصد او كن و پيروى او كن و از او توشه راه خود را فراگير، يا اين كه نگاه كن كه رستگارى در چه كار و چه عمل است پس آن را توشه راه خود كن، و «دامن بالازدن در كارى» كنايه از جد و جهد در آن است و تشبيه شده افراد جد و جهد در كارها بشتران كه كسى آنها را جهاز كند و سوار شود و بنا بر آن فرموده اند كه: «جهاز كن شتران دامن بالازدن را» يعنى سوار شو بر شتران جد و جهد در كارهاى خير.