شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٨ - ٤٦٦٨ ثلاث من كن فيه استكمل الايمان، من اذا رضى لم يخرجه رضاه الى باطل، و اذا غضب لم يخرجه غضبه عن حق، و اذا قدر لم يأخذ ما ليس له
٤٦٦٦ ثلاث لا يستحيى منهن، خدمة الرجل ضيفه، و قيامه عن مجلسه لابيه و معلمه، و طلب الحق و ان قل.
سه چيزست كه شرم نبايد كرد از آنها، خدمت كردن مرد مهمان خود را، و برخاستن او از جاى خود از براى پدر و معلم خود، يعنى برخاستن از براى تواضع ايشان، يا برخاستن از براى اين كه جاى خود را بايشان بدهد، و طلب كردن حق خود و اگر چه اندك باشد.
٤٦٦٧ ثلاث هن جماع[١] المروءة، عطاء من غير مسئلة، و وفاء من غير عهد، وجود مع اقلال.
سه شيوه است كه آنها جمعكردن مروت است يعنى مردى يا آدميت، بخشش بىسؤالى، و وفاكردن بىعهدى، و سخاوت با پريشانى. مراد به «وفا كردن بىعهدى» اينست كه آنچه قصد كند كه بكسى بدهد وفا كند بآن هر چند وعده نكرده باشد باو و قصد را هم بمنزله وعده داند، يا مجرد اين كه بخششها كند بى اين كه وعده كرده باشد به آنها.
٤٦٦٨ ثلاث من كن فيه استكمل الايمان، من اذا رضى لم يخرجه رضاه الى باطل، و اذا غضب لم يخرجه غضبه عن حق، و اذا قدر لم يأخذ ما ليس له.
[١] - طريحى( ره) در مجمع البحرين گفته:« فى الحديث: الخمر جماع الاثم بالكسر و التخفيف اى مجمعه و مظنته» و نيز گفته:« جماع الشيء بالكسر جمعه، يقال: جماع الخباء الاخبية لان الجماع ما جمع عددا» و در منتهى الارب گفته:« جماع ككتاب جمع چيزى، يقال: جماع الخباء الاخبية لان الجماع ما جمع عددا، و يقال: الخمر جماع الاثم اى مجمعه و مظنته، و قدر جماع ديك كلان».