شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٨ - ٤٨٨٣ حلاوة الامن تنكدها مرارة الخوف و الحذر
راست درست» كنايه است از اثر نكردن حكمت در آن. و مراد به «دل»، نفس ناطقه است يا عضو مخصوص، بنا بر اين كه محل ادراكات باشد چنانكه مذهب متكلمين است.
٤٨٧٩ حب العلم و حسن الحلم و لزوم الثواب من فضائل اولى النهى و الالباب.
دوستى علم، و نيكوئى حلم، و جدا نشدن از صواب يعنى از آنچه حق و درست باشد، از افزونيهاى خداوندان خرد و عقلهاست. «عقل» هم بمعنى خردست و تأكيدست و مراد بآن قوت مدركه است.
٤٨٨٠ حلاوة الآخرة تذهب مضاضة شقاء الدنيا.
شيرينى آخرت مىبرد درد بدبختى دنيا را يعنى ناكامى و محرومى از آنرا، يا آفات و بلايا كه در آن باشد.
٤٨٨١ حلاوة الدنيا توجب مرارة الآخرة و سوء العقبى.
شيرينى دنيا واجب مىسازد تلخى آخرت را و بدى آن سرا را.
٤٨٨٢ حلاوة الظفر تمحو مرارة الصبر.
شيرينى فيروزى يافتن محو ميكند تلخى صبر را. مراد اينست كه صبر در عقب دارد فيروزى را و شيرينى آن بعد از آن محو ميكند تلخى صبر را كه پيش كشيده و آنرا گوارا ميكند.
٤٨٨٣ حلاوة الامن تنكدها مرارة الخوف و الحذر.
شيرينى ايمنى سخت و دشوار مىسازد آنرا تلخى ترس و حذركردن. يعنى هرگاه كسى بالفعل ايمنى داشته باشد اما ترس داشته باشد از بلائى بعد از آن و حذر