فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٣ - إِحْرام
و زنان را حرام است دستوانه پوشيدن،لقوله ص:
«لا تنتقب المرأة فى الاحرام و لا تلتبس القفازين» ،يعنى:زن در احرام نقاب بر نبندد،و دستوانه نپوشد.
و بر مرد حرام بود در حال رفتن، سايه كردن بر زبر خويش،اما اگر فرو آمده باشد باكى نباشد.
و سر بزير آب فرو بردن حرام بود.
دليل اين،اجماع اين طايفه است و طريقۀ احتياط.
و حرام است وى را صيد كردن،و صيد كشتن،و بر صيد دلالت كردن،و خايۀ صيد شكستن،بلا خلاف،و گوشت صيد خوردن،و اگر چه محلى صيد كرده باشد،لقوله تعالى: حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مٰا دُمْتُمْ حُرُماً ،يعنى:حرام كرده شد بر شما صيد بيابان مادام كه محرم باشيد.
و اين متناول است هر فعلى را كه در صيد بود از گرفتن،و كشتن،و خوردن، بىتخصيص.
و حرام است روغن بكار داشتن كه در وى بوى بود،و خوردن آنچه در وى بويى بود.و مشك،يا عنبر،يا كافور،يا زعفران بوييدن،بىخلاف.
و فسوق،و آن دروغ گفتن است بر خداى تعالى،يا بر رسول،يا بر يكى از ائمه عليهم السلام.
و جدال.و آن«لا و اللّه و بلى و اللّه» گفتن است بنزد اين طائفه.و اين عرف شرعى خوانند.زيرا كه بعرف شرع، جدال مخصوص به«لا و اللّه و بلى و اللّه» گفتن است.و حرام است بريدن درخت حرم كه آن را نكشته باشند،و از درخت ميوه نباشد، و درودن گياه حرم،بلا خلاف.
و اما درخت ميوه،و آنچه در ملك خود نشانده باشد،روا بود بريدن آن، زيرا كه اصل آنست كه روا بود،و تحريم آن محتاج دليل شرعى است،و در شرع نيست آنچه دلالت كند برين.
و حرام است موى تراشيدن،و ناخن چيدن،و انگشترى از براى زينت در انگشت كردن،و خود را خونآلوده كردن، و بينى از بويهاى ناخوش فرا گرفتن.و شپش از تن خود بينداختن،و درين هم خلافى نيست.و حرام است سلاح پوشيدن مگر بضرورت،و ملخ و زنبور كشتن باختيار.
اما پشه و كك را كشتن باكى نيست،و هر چه از وى ترسند از مار و كژدم و دد و دام در حرم و غير حرم.و حرام است نگاهداشتن صيد و بيرون بردن كبوتر حرم از حرم لقوله تعالى: حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مٰا دُمْتُمْ حُرُماً ،و مراد تحريم افعال ماست.
(معتقد الاماميه ص ٢-٣،٨-٣) از لحاظ عرفانى:
شاه نعمت اللّه گويد:احرام ظاهره معلوم است اما باطنه بعد از تجريد صفات نفسانيه و تفريد ار عادات مستقبحۀ شيطانيه و تنظيف باطن از رذايل اخلاق ذميمه و تطهير دل از نعوت غضبيه و شهوانيه است(رسائل شاه نعمت اله ص ٥٦).
اين جامۀ دوخته برانداز و برو
اين ساز مجردانه بنواز و برو
در آتش عشق اگر بسوزى خوش باش