فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣١٤ - انْس
أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ و آياتى ديگر كه همه آن حضرت را به انذار و تبشير فرمان دهد.
انْذارات و مَغِيبات
-(اين اصطلاح كلامى است)و منظور اطلاع از امور غيبيه است و اين امر ويژۀ انبياء و اولياء اللّه و اهل رياضات بود.
در باب چگونگى حصول امور غيبى و توجيه عقلى آن شهاب الدين سهروردى بيان مفصل دارد.(رجوع شود به ترجمه حكمت الاشراق ص ٣٦٠)
انْزِعاج
-اين اصطلاح عرفانى و فلسفى است و از نظر عرفا عبارت از تحرك دل است براى مراد به بيدارى از خواب غفلت و يا تحرك دل بود اندر حال وجد و يا تحرك قلب است بسوى خدا بتأثير وعظ و سماع و در فلسفه عبارت از حركت غير ارادى است بطرف مراد گر چه مبدأ آن اراده باشد.
(از لمع ص ٣٦٧-كشاف ص ٦٠٩-مصباح الانس ص ٤٢١)
انْس
-(اصطلاح عرفانى)انس در لغت ضد توحش و وحشت است و سكون قلب است.
انس در اصطلاح عبارت است از التذاذ باطن بمطالعه كمال محبوب.
شيخ الاسلام گفته است:انس التذاذ روح است بكمال جمال.
جنيد گفته است انس ارتفاع حشمت است با وجود هيبت.
ذو النون گفته است:انس انبساط محب است با محبوب(مصباح الهدايه ص ٤٢١،منازل ص ١١٦).
ابو حمزه خراسانى را از انس پرسيدند گفت:«ضيق الصدر عن معاشرة الخلق...و ليس كل من يصلح للمجالسة يصلح للمؤانسة»(طبقات ص ٤٩٩،٣٢٦).
در تعرف گويد:آنكه با چيزى يا با كسى بسيار صحبت كند و همنشين باشد با آن انس گيرد بطورى كه آن انس را برابر عشق بيند و تبديل به محبت و عشق گردد و در مرتبتى است كه جدائى عاشق از معشوق مؤلم خواهد بود،و حال انس حال عظيم است،چنانكه بتپرستان بمعبود خود انس داشتند و از درهم ريخته شدن و از بين رفتن آنها دفاع كردند.
«الانس باللّه نور ساطع و الانس بالخلق هم واقع»(طبقات ص ٢٣).
رويم گويد:«الانس ان تستوحش مما سوى محبوبك»(طبقات ص ١٨٤).
سهل گويد«الانس باللّه ان تستوحش من الخلق الا من اهل ولاية اللّه فان الانس باهل ولاية اللّه هو الانس باللّه»(طبقات ص ٢٣٥) ممكن است كسى از چيزى متوحش باشد و كم كم بدان نزديك شود و منجر بانس گردد بطورى كه جدائى از آن دشوار گردد و از فراق او هلاك گردد«و مفارقة الاحباب و اللّه اصعب».
«الانس بالخلق وحشة و الطمأنينة اليهم حمق و السكون اليهم عجز و الاعتماد عليهم و هن و الثقة بهم ضياع و اذا اراد- اللّه بعبد خيرا جعل انسه به و بذكره» (طبقات ص ٢٠١)