فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧١ - أَجرام
اجماع ميباشد و چون اين اجماع نسبت بحجيت ظن مجتهد متجزى حاصل نشده لذا نمىتوان آن را حجت دانست.
مسأله ديگرى كه در اينجا مطرح گرديده مسأله تخطئه و تصويب است بدين توضيح:
مسائلى كه اعمال نظر اجتهادى در آنها لازم است بر دو قسم هستند يكى مسائل شرعيه عقليه و ديگرى مسائل شرعيه فرعيه.
در مسائل شرعيه عقليه از قبيل اصول دين يا اصول مذهب و نظاير آنها هرگاه اختلافى بين مجتهدين پديد آيد يعنى گروهى از آنها بر ثبوت و گروهى ديگر بر نفى اصلى از اصول دينيه اظهار نظر كنند-در اين صورت مسلم است كه يكى از آن دو گروه مصيب و مأجور و ديگرى مخطى و معاقب خواهد بود.
دليل مصيب بودن گروه اول و مخطى بودن گروه دوم آن است كه مسائل عقليه حقايق ثابته هستند كه صورت آنها در عالم نفس الامرى محفوظ ميباشد پس هرگاه كسى آنها را بطورى كه هستند درك نمايد،مصيب و اگر طور ديگرى فرض كند مخطى خواهد بود.
و اما دليل مأجور بودن مصيب و معاقب بودن مخطى آن است كه:
بارى تعالى اولا-درك صحيح آن حقايق را بر مجتهدين واجب فرموده ثانيا-دلائل روشن و رهبرىكنندۀ هم در اختيار آنان گذارده است پس هر كس كه به تبعيت از دلائل مزبوره،واقع را بطور صحيحى درك كند چون تكليفش را كما هو حقه بجا آورده است بالطبع مأجور خواهد بود و هر كس كه از دلائل مزبوره رو بتابد و بهمين جهت در تشخيص واقع خطا كند چون تكليفش را انجام نداده لذا معاقب خواهد بود.
(اصول رشاد ص ٢٨٩-٢٨٥)
أَجْدادِ ثَمانِيَه
-(اصطلاح فقهى) اجداد ثمانيه يا هشتگانه كه در ارث مورد بحث است.
باين طريق است كه هر انسانى را پدرى است و مادرى كه در درجه اول از اصول وارثاند و براى پدر هم پدرى است و مادرى و براى مادر هم پدرى است و مادرى كه ميشوند جد و جده پدرى (پدر و مادر پدر)و جد و جده مادرى(پدر و مادر مادر).كه اين اجداد چهارگانه در درجه دوم از ارث و در درجه اول از اجدادند و در درجه سوم كه دوم از اجداد واقعاند اجداد ثمانيهاند كه فرض آن بدين طريق است كه هر يك از پدر پدر و پدر مادر و يا مادر مادر و مادر پدر را پدرى است و مادرى است كه اجداد و جدات ثمانيه را بوجود مىآورند و در درجه بعد كه جد جد جد و جدۀ جدۀ جد باشند شانزده شوند...(از شرح لمعه ج ٢ ص ٢٦١).
أَجرام
-(اصطلاح فلسفى)اجرام جمع جرم است و بر افلاك و كواكب و غيره از اجسام صافيه اطلاق شود مانند كائنات جوى در مقابل اجسام كه بر عنصريات و ما تحت الفلك اطلاق ميشود و بنا بر اين ميان اجرام و اجسام فرقى نباشد مگر در