فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٤ - إبرازِ غَيْرِ حاصِل
از حجاب ابر نورش شد ضعيف
كم ز ماه نو شد آن بدر شريف
مه خيالى مينمايد ز ابر و گرد
ابر تن ما را خيالانديش كرد
لطف مه بنگر كه اين هم لطف او است.
كه بگفت اين ابرها ما را عدو است
مه فراغت دارد از ابر و غبار
بر فراز چرخ دارد او مدار
ابر ما را شد عدو و خصم جان
كه كند مه ر ز چشم ما نهان
ابر را تابى اگر هست از مه است
هر كه مه خواند ابر را او گمره است
نور مه برابر چون منزل شده است
روى تاريكش زمه مبدل شده است
إِبراء
-(اصطلاح فقهى است)و برى كردن و مبرا دانستن ذمه مديون است از ديون او و«هو اسقاط ما فى ذمة الغير من الحق»است و چون اسقاط حق است و نقل ملك نيست قبول مديون شرط نيست و از ايقاعات است(از شرح لمعه ج ١ ص ٢٣١.الفقه على مذاهب الاربعة قسم معاملات ج ٣ ص ١٢) در كتاب كليات حقوقى آمده است:
ابراء اسقاط حقى است كه شخص بديگرى دارد و وقتى حق ساقط گرديد ديگر برنمىگردد.بنا بر اين فسخ و اقاله در ابراء جارى نيست.
ابراء ايقاع است نه عقد پس حاجت بايجاب و قبول ندارد مگر وقتى كه بطريق صلح واقع شده باشد.
متعلق ابراء بايد حق ثابت محققى باشد و شامل ما بعد نخواهد شد(كليات حقوقى ص ٢٢٧)
أَبْرار
-(اصطلاح عرفانى و اخلاقى) ابرار يعنى نيكان و خوبان و از اصطلاحات اخلاقى عرفانى است و عبارتند از متوسطان در سلوك و از بندگان خاص خدايند كه مدارجى از سير الى اللّه را طى كرده باشند.
و مقام ابرار يكى از مقامات قرب بحق است و ابرار جماعتى باشند كه باصلاح بلاد و عباد مشغول و سعى ايشان بر تكميل خلق مقصور بود.
(اخلاق ناصرى چاپ جديد ص ١٦٠ و از شرح كلمات بابا طاهر ص ١٥١) در عرفان-ابرار عبارت از متوسطان در سلوكاند و از بندگان خاص خدايند كه مدارجى از سير الى اللّه را طى كرده باشند و در قرآن مجيد آمده است كه تَوَفَّنٰا مَعَ الْأَبْرٰارِ و يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً .
در حديث است.
مشاهدة الابرار بين التجلى و الاستار.
(از گلستان ص ٦١)
إبرازِ غَيْرِ حاصِل
-(اصطلاح ادبى) ابراز غير حاصل در معرض حاصل از اصطلاحات اهل معانى بيان است و مراد اين است كه در صورتى كه اسباب و مقدمات امرى حاصل باشد بطورى كه موجب قطع بحصول ذى المقدمات باشد آن را مانند حاصل فرض كنند چنانكه در حال تهيه مقدمات اشتراء متاعى.
خريدار گويد«ان اشتريت كان كذا»كه دلالت بر قوت اسباب كند.