فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٦٧ - جَهانِ عَقْل
و روا نباشد هيچ كس را كه در ميدان رود،الا بدستورى امام،يا نائب وى و يكى از يكى،و از دو،نبگريزد،و از سه كس و بيشتر روا باشد.و در ماههاى حرام قتال نكند،الا كه ايشان ابتدا كنند،آنگه روا بود.و بكشد كسى را كه روى بايشان آورده باشد براى حرب،و آن را كه پشت بر كرده باشد،و اسيران را و خستگان را،چون ايشان را گروهى باشد كه مرجع ايشان بايشان باشد.و اگر نباشد،نكشند.
و كسى را كه وى را كتابى نباشد از قتال وى بازناستند،تا كه با حق گردد.و هر كه را كتاب باشد چون جهودان و ترسايان، از قتال ايشان باز استد،چون جزيت بدهند.
دليل حكم اول: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ ، يعنى:مشركان را بكشيد.و ذكر جزيت نكرد،چنانكه اهل كتاب را كرد،و گفت:
حَتّٰى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ ،تا آنگه حرب كنيد با اهل كتاب كه با حق گردند،يا جزيت بدهند.
(معتقد الاماميه ص ٣٣٧،٣٣٨)
جهادِ اكْبَر
-(اصطلاح عرفانى)و مراد جهاد با نفس است در مقابل جهاد اصغر كه جهاد در ميدان جنگ است براى قلع كفار رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا تأليف نگارنده شود.
جَهالت
-(اصطلاح عرفانى)در اصطلاح عرفاء كنايت از مرگ دلست كه از درك حقايق بدور است گر چه در علم رسمى سالها مانده باشد كه گفتهاند:
* علم رسمى سر بسر قيل است و قال
نه ازو كيفيتى حاصل نه حال
علم نبود غير علم عاشقى ما بقى تلبيس ابليس شقى
و فرمودند«العلم حجاب الاكبر» * آن دل كه به جهل بود مرده
كرديم بنور علم زنده
كه مراد از نور علم،معرفت است كه فرمود
العلم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء بعضى از تركيبات:تيغ جهالت،ظلمت جهالت،ورطۀ جهالت مركب جهالت،
جَهانِ تَخَيُّل
-(اصطلاح عرفانى)عالم خيال،عالم كون و فساد،آنچه متعلق به نشأت دنيا است.
(تفسير حدائق ص ١٥)
جَهانِ خِرَد
-مراد عالم عقول است.
(از مصنفات ج ١ رساله ٥ ص ٤٧)
جَهانِ خَلْق
-(اصطلاح عرفانى و فلسفى)عبارت از مرتبت ظهور بصورت تعينات است و جهان امر،عالم امر الهى است.
* جهان خلق و امر از يك نفس شد
كه هم آن دم كه آمد باز پس شد
(از شرح گلشن راز ص ٣٥).
جَهانِ رَنگآميزى
-(اصطلاح عرفانى) دنياى ظاهر گذرنده-
جَهانِ رُوحانى
-(اصطلاح عرفانى و فلسفى)و بجهان روحانى جهان نفس و عقل خواهند كه منشأ و منبع حيات و حركت است.
(از مصنفات ج ١ رساله ٥ ص ٤٩)
جَهانِ سُبحانى
-(اصطلاح عرفانى) عالم لاهوت و ملكوت
جَهانِ عَقْل
-(اصطلاح فلسفى)مراد از جهان عقل جهان آگهى و بيدارى و