فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٩٩ - تَوافُقِ شَهادات
شوند و چند علت مؤثر در يك معلول باشند نهايت على التوارد و اين امر محال است رجوع به تعاقب شود.
تَوارى
-اين اصطلاح عرفانى است و احاطه و استيلاى الهى را گويند.
(از كشاف ص ١٥٢٤)
تَواضُع
-(اصطلاح اخلاقى و عرفانى) از نظر اخلاق آن بود كه خود را مزيتى نشمرد بر كسانى كه در جاه از او نازلتر باشند.
(از اخلاق ناصرى ص ٧٧) و از نظر عرفاء وضع نفس خود با حق است در مقام عبوديت و با خلق در مقام انعطاف كه در قسم اول با انقياد اوامر و نواهى بود يا بقبول تجليات صفات يا با فناء وجود در تجلى ذات كه انقياد اوامر و نواهى تواضع مبتديانست و قبول تجليات صفات در قلب با فناى مشيت حق، تواضع متوسطانست و قبول تجلى ذات در روح با فناء وجود خود در وجود مطلق، تواضع منتهيانست و قسم دوم كه وضع نفس در مقام انصاف باشد با خلق يا بقبول حق بود يا برعايت حقوق يا بترك ترفع و توقع حكم«طوبى لمن تواضع من غير منقصة ذل فى نفسه من غير مسكنة»و باز در خبر است كه«من تواضع الغنى لاجل غناه فقد ذهب ثلثا دينه»(از مصباح الهدايه ص ٣١٥).
و گفتهاند(من أراد التّواضع فليوجّه نفسه الى عظمة الله فانها تذوب و تصفو و من نظر الى سلطان الله ذهب سلطان نفسه لأنّ النفوس كلّها فقيرة عند هيبته(از طبقات ص ٢٠).
جنيد گويد:تواضع عبارت از نرمى و آرامش و مهربانى است.
رويم گويد:تواضع ذليل بودن دلهاست براى دانندۀ غيبها.
و گفتهاند«التواضع تصفيه الباطن،تلقى بركاته على الظاهر و التكبر من كدورة الباطن تظهر كلمته(كله)؟ على الظاهر»(از طبقات ص ٤٠٥).
عبد الله بن منازل گويد«من عظم قدره عند الناس يجب ان يحتقر نفسه عندهم» (طبقات ص ٢٦٧).
و گفته شده است:كه تواضع عبارت از قبول حق است از حق براى حق.
و گفتهاند تواضع عبارت از گردن نهادن ذلت و كشيدن بار گرانست.
(از شرح تعرف ج ٣ ص ١٢٥،١٢٧).
حضرت رسول فرمودند:
«طوبى لمن تواضع فى غير منقصة و ذل فى نفسه فى غير مسكنة و انفق مالا جمعه فى غير معصية و خالط اهل الفقه و الحكمة و رحم اهل الذل و المسكنة و طوبى لمن ذل نفسه و طاب كسبه و صلحت سريرته و حسنت علانيته و عزل عن الناس سره،طوبى لمن عمل بعلمه و انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قواه» .
تَواطُؤ
-(اصطلاح منطقى)تواطؤ عبارت از لفظ است براى امر و مفهوم عام مشترك بين افرادى چند على التساوى در مقابل تشكيك و آن لفظ را متواطى گويند مانند لفظ انسان رجوع شود به متواطى.
(از كشاف ص ١٤٤٠).
تَوافُق
-(اصطلاح منطقى)مراد تساوى است رجوع به نسب اربعه شود.
تَوافُقِ شَهادات
-(اصطلاح فقهى) در شرايط گواهان گفته شده كه هنگامى