فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٦٦ - پَرْدۀ غَيْب
جمال قدم روى خويش بنمايد،نوروزى كه در آن صد هزار بساتين بهار قدرت يابد و صد هزار گلستان جلال وحدت.(شطحيات ص ١٧).
پَرْدۀ غَيْرَت
-(اصطلاح عرفانى) بدان كه دلهاى دوستان حق در پردۀ غيرت است امروز در پردۀ غيرت شنيده و فردا در پرده غيرت ديده آنگه حق تعالى دل تو بكس ننمايد از آنست كه در پردۀ غيرت ميدارد و در قبضه صفت،در بساط ناز اندر حضرت شهود و خلوت عيان،حق ترا مىبيند و حق با او مىنگرد.(از عده ج ٦ ص ٥١٢) مولانا گويد:
ميشناسد پردۀ جان آن صنم
چون نداند پرده را صاحب صنم
چون ز پرده قصد عقل ما كند
تو فسون بر ما مخوان و برمدم.
نقلست كه در آن شب قرب و كرامت، آن سلطان اقليم رسالت را بر چهار بالش مسند قرب نشاندند،خطاب مستطاب رب الارباب جل جلاله بجبرئيل امين در رسيد كه اى جبرئيل محمد(ص)را در هفتاد هزار پرده غيرت متوارى گردانيدهايم، امشب يك پرده از آن پرده از جمال با كمال محمدى ص بردار،تا ساكنان عالم بالاحسن و جمال سيد انبياء عليه افضل الصلاة و اكملها مطالعه نمايند،چون جبرئيل بامر جليل جل جلاله يك پرده از آن پردهها از جمال محمدى برداشت،نورى پديد آمد كه در پرتو آن نه عرش را نور ماند و نه كرسى را و نه آفتاب و نه ماه و نه ستاره و نه كروبيان عالم قدس را،بعد خطاب آمد كه اى محمد چند غم امت خورى،امشب يك پرده از هفتاد هزار پرده برداشتيم نور قمر و ستاره و آفتاب و عرش و كرسى و لوح و قلم مضمحل و ناچيز گشت،فردا كه در عرصات قيامت كه اين هفتد هزار پرده بالتمام برداريم اگر معاصى و زلات و ظلمات و هفوات امت در جنب آن انوار ناچيز و مضمحل گردد چه عجب.
پَرْدۀ عَما
-(اصطلاح عرفانى)مراد مرتبت عمى و اعيان ثابته است كه موجودات در عماى محض بودند كه فرمود «هَلْ أَتىٰ عَلَى الْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً» پادشاه عالم،دارندۀ جهان،داناى نهان،اول كه خلق را بيافريد،در غشاوه ستر خلقت آفريد،در پردۀ عمى يك گروه بودند،همه در ظلمت غيب مجتمع،همه در سر نهاده خود ماندند.
در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق
غمزه بر هم زن يكى تا خلق را بر هم زنى
پس بريدى از آن عالم بىنهايت«خلق اللّه الخلق فى ظلمة فالقى عليهم من نوره فمن اصابه من ذلك النّور اهتدى و من اخطاه ضلّ»چون همه در آگاهى آمد، اسرار ارادت مقهور مشيت،جريح حكمت گوش بر جد و بخت خويش نهادند،كه تا چون آيد و بر ايشان چه حكم راند، آنگه دست تقدير ايشان را بدو صفت كرد، نيك بختان و بدبختان،هر كه ايمان آورد خود را سود كرد و هر كه كفر آورد خود را زيان كرد(عده ج ١ ص ٥٧٠)
پَرْدۀ غَيْب
-مراد جهان غيب است يعنى آنچه ما وراء پرده ماده و ماديات است و نيز مراد علم است كه حجاب است.پير طريقت گفت:الهى چون از يافت تو سخن