فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥ - آباء
صبحدم شد ساقيا آت الصبوح
خفتگان را در قدح كن قوت روح
در قدح ريز آب خضر از جام جم
باز نتوان گشت ازين ره بىفتوح
توبه بشكن تا درست آيد بكار
پردۀ آهى درآور در صبوح
عطار گويد:
كو سكندر همتى، حكمتپژوهى تشنه دل
تا صفات آب خضر و آب كوثر گويمى
آب عِنايَت
-رحمت متواتر الهى است.
خواجه عبد اللّه گويد:ملكا آب عنايت تو بسنگ رسيد،سنگ بار گرفت از سنگ ميوه خاست،ميوه طعم گرفت،ملكا ياد تو دل را زنده كرد و تخم مهر افكند درخت شادى روياند و ميوۀ آزادى داد،چون زمينى نرم باشد و تربيت خوش و طينت قابل،تخم،جز شجرۀ طيبه از آن نرويد و چون عبهر عهد بيرون ندهد:(از عدة ج ٣ ص ٦٤٢).
آب باران
-فيوضات كاملۀ حق.
رحمت و اشعۀ الهى-رجوع به آب شود.
آب حِلم
-كنايت از حلم است بدان جهت كه غضب را فرو نشاند.
آب حلم و آتش خشم اى پسر
هم ز حق بينى چو بگشائى نظر
آب وَحى
-كنايت از نفس رحمانى است.و عنايات الهى است.
آب وحى حق بدين مرده رسيد
شد ز خاك مردۀ زنده پديد
مولوى
آباء
-(اصطلاح فلسفى-افلاك)فلاسفه عالم جسمانى را عبارت از نه فلك تو در تو ميدانستند:كه يكى فلك محيط و فلك افلاك و فلك اطلس باشد و دومى فلك ثوابت و هفت فلك ديگر كه هر يك حامل سيارۀ خاصى است كه بيان خواهد شد.
افلاك را از نظر تأثيراتى كه در عالم عناصر و تكوين مواليد دارند آباء ناميدهاند و ميگويند جز فلك الافلاك ساير آنها در تكوين موجودات عالم كون و فساد تأثير خاصى دارند آن چنان تأثيرى كه پدر در تولد و پديدار شدن فرزند دارد،باين معنى كه از فعل آنها و انفعال عناصر اربعه مواليد ثلث كه عبارت از:معدن،نبات و حيوان باشد تكوين مييابند،و از اين جهت آنها را آباء ثمانيه،و عناصر را امهات اربعه، و كائنات ارضى را مواليد ثلث ناميدهاند.
(ش:٤١٨.) از ايشان گشت ظاهر چار عنصر
ز من بشنو تو اين معنى چون در
اثير و پس هوا پس آب و پس خاك
كه زادستند اين هر چار افلاك
حكيمان اين چنين گفتند با ما
كه اين چار امهاتند آن نه آباء
از اين چار و از آن نه اى برادر
بشد موجود سه فرزند ديگر
معادن پس نبات آنگاه حيوان
بهم بستند يكسر را خوشى جان
( روشنائىنامه ناصر خسرو ص ١٥) لاهيجى در شرح نهج البلاغه ميگويد:
و اين اطوار بدون مدخليت تأثيرات اجرام علوى و استعداد مواد سفلى و مرور زمان و اطوار ديگر در اصلاب آباء علوى كه