فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٤٢ - تَعاقُبُ الصُّور
در اصول رشاد آمده است.
در تعارض عام و خاص،عمل كردن بر هر دو،در آن واحد غير ممكن است مثلا در مورد اكرم العلماء و لا تكرم الفقهاء كه اولى مفادا عام و دويمى مفادا خاص است-اگر بمفاد عام عمل شود در اين صورت اكرام تمام صفوف علماء اعم از فقيه و غير فقيه واجب ميگردد و اين بر خلاف مفاد خاص است چه آنكه مفاد آن حرمت اكرام بر فقهاء است و همچنين اگر.
بمفاد خاص عمل شود در اين صورت اكرام بر علماء فقهاء حرام ميگردد و اين نيز بر خلاف مفاد عام ميباشد-چه آنكه مفاد آن وجوب اكرام بر جميع علماء است(از فقيه و غير فقيه).
پس يا بايد عام را از عموم انداخته و بخاص عمل كرد يا اينكه خاص را كان لم يكن پنداشته و بعام عمل نمود.
براى دانستن اينكه در چه مواردى بعام و در چه مواردى بخاص عمل ميشود لازم است بنكات زير توجه گردد:
م ١-اگر معلوم شود كه هر دو حكم در يك تاريخ صادر شدهاند در اين صورت بمفاد خاص عمل ميشود يعنى عام از عموم افتاده و بوسيله خاص تخصيص مىيابد.
٢-اگر معلوم شود كه حكم خاص قبل از حكم عام صادر گرديده است يعنى قائل مثلا نخست گفته لا تكرم الفقهاء و بعد گفته است أكرم العلماء در اين صورت حكم عام(على الاصح)ناسخ حكم خاص ميگردد.
٣-اگر معلوم شود كه حكم عام قبل از حكم خاص صادر شده است مثلا فريضۀ قبلا بموجب حكم عام بعموم مسلمين(اعم از زن و مرد)واجب گرديده و بعد آن فريضه بموجب حكم خاصى فقط برجال مسلمين واجب شده است-در اينجا مسأله بدو صورت قابل تصور ميگردد-يكى آنكه حكم مزبور قبل از حلول وقت فريضه وارد شده و ديگر آنكه حكم مزبور بعد از حلول وقت فريضه وارد شده باشد-در صورت اول حكم مزبور مخصص و در صورت دوم ناسخ عام خواهد شد.
٤-اگر تاريخ صدور و يا تقدم و تأخر آنها معلوم نباشد در اين صورت حكم عام مطلقا بوسيله حكم خاص تخصيص خواهد يافت.
(از اصول رشاد ص ١٦١).
تَعاقُب
-(اصطلاح فلسفى)تعاقب در لغت بمعناى امرى بدنبال امرى ديگر در آمدن است و بمعناى جايگزين شدن امرى بعد از زوال امرى ديگر آمده است.
مراد از تعاقب علل اين است كه معلول خاصى بحال خود باشد و علت آن برطرف و علت ديگر جايگزين آن شود و در نتيجه يك امر معلول دو علت متعاقبه باشد و اين امر محال است زيرا با برطرف شدن علت خاص اثر آن هم كه معلول باشد برطرف ميشود و با آمدن علت ديگر معلول ديگرى پديد مىآيد.
(از شفا ج ١ ص ٢٣٠)
تَعاقُبُ الصُّور
-(اصطلاح فلسفى)و منظور از تعاقب صور،صورتهاى مختلفى بود كه بر مادۀ اولى يا هيولاى اولى وارد آيد در طول زمان اعم از اينكه بنحو تكامل بود و يا خلع و لبس غير تكاملى و بلكه در سير نزولى هم از لحاظ خلع و لبس صورتها بدين معنى بود و بهر حال فلاسفه