فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٥ - ارْث حَمْل
نقيضين محال است يعنى ممكن نيست كه امرى هم موجود باشد و هم معدوم از جهت واحد و يا نه موجود باشد و نه معدوم رجوع شود به تناقض و تقابل.
ارْتِماس
-(اصطلاح فقهى)رجوع به غسل ارتماسى شود و نيز رجوع به (شرح لمعه ج ١ ص ٢٤)شود.
ارْث
-(اين اصطلاح فقهى است)و عبارت از چيزى و مالى است كه از شخصى پس از مرگ باقى مانده«ما يخلفه الميت لورثته»در اصطلاح عبارت از استحقاق انسانى است مالى را بمرگ ديگرى بواسطۀ نسب يا سبب و آن يا بفرض است يا برد،ارث بفرض كه فرائض گويند ارثى است كه مطابق آيات قرآنى براى اقربا معين شده است و هر يك را سهمى معين است و برد در صورتى است كه پس از مرگ شخصى از صاحبان فروض وجود نداشته باشند يا آنكه باشند و لكن علاوه بر فروض معين سهمى ديگر باقى بماند كه بحكم آيه أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ بآنها ميرسد.رجوع شود به ذوى الفروض و سهام ارث و طبقات ارث و موانع ارث و موجبات ارث و(شرح لمعۀ ج ٢ ص ٢٤٥).
در كليات حقوقى آمده است:
-در بعض مواضع عنوان اين مبحث ارث است و بعض از فقهاء از آن به مواريث و بعضى بفرائض و بعضى بهر دو تعبير كردهاند.ارث در اصطلاح حقى است كه از مردۀ حقيقى يا حكمى بالاصاله بزندۀ حقيقى يا حكمى انتقال يابد مثل غائب مفقود الاثر يا جماعتى كه با هم غرق شوند.
(كليات حقوق ص ٣٥٥)
ارْث اعمام و اجْداد
-رجوع به فرائض شود.
ارْث حَمْل
-(از اصطلاحات فقهى است) هرگاه در حين موت مورث حملى باشد كه اگر قابل وراثت متولد شود مانع از ارث تمام يا بعض از وراث ديگر ميگردد،تقسيم ارث بعمل نمىآيد تا حال حمل معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هيچ يك از ساير وراث نباشد و آنها بخواهند تركه را تقسيم كنند براى حمل حصۀ كه مساوى حصۀ دو پسر از همان طبقه باشد كنار مىگذارند و حصه هر يك از ورثه مراعى است تا حال حمل معلوم شود.
بمقتضاى اخبار مستفيضه كه قاعدۀ مذكور از آنها اتخاذ شده است حمل در صورتى كه زنده منفصل شده باشد ارث ميبرد.و از آن جمله دو خبر صحيح كه در يكى از آنها حكم بن عتبه از امام محمد باقر عليه السلام پرسيده از بچهئى كه سقط شده است از مادرش در حالتى كه غير مستهل بوده يعنى داد و فريادى نداشته است آيا ارث ميبرد؟حضرت باو جوابى نداده تا دوباره سؤال خود را تكرار كرده حضرت در جواب فرموده همين كه بچه حركت بينى از او پديدار گردد ارث ميبرد.و خبر ديگر مىفرمايد:هرگاه حركت احياء از او سر زند ارث خواهد برد.
(كليات حقوقى ص ٣٨١)