فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٧ - أَبْواب
(اصطلاح فلسفى)مراد از ابعاد متحدده اطراف و حدود اشياء است و از ابعاد حجميه طول،عرض و عمق اجسام است رجوع شود به بعد و مكان.
إبليْس
(اصطلاح دينى و كلامى است)و اين يكى از مسائلى است كه برخى از فلاسفه مانند صدر الدين مورد بحث قرار دادهاند.صدرا گويد:نفس رذيلۀ هر انسانى شيطان او است و بعبارت ديگر نفس انسان در مقام متابعت هوا و سلوك طريق وسواس و جحود و عتو و استكبار و اول كسى كه راه ضلالت و گمراهى را پيش گرفت و طغيان كرد كه موجب طرد و رجم او شد او را خداى متعال شيطان ناميد«و هو جوهر النطقى الشرير الحاصل من عالم الملكوت النفسانى»و از جهت ظلمانيت رديه شأن او اغوا و گمراه كردن است و بالجمله نفوس در بدو خلقت ممتزج از نور و ظلمتاند و در شأن آنها است كه در سبيل هدايت و راه خير گام بردارند و هم در جهت ضلالت و وسوسه و اغواء.
(رسائل ملا صدرا ص ٣٠٩) عرفا در تحت اين كلمه تأويلاتى دارند كه در كلمۀ شيطانى توضيح داده شده است.
نسفى گويد:از بهشت دوم سه كس بيرون آمد آدم،حوا و شيطان و از بهشت سوم شش كس بيرون آمد،آدم، حوا،شيطان،ابليس طاوس و مار.
منظور وى از ابليس قوۀ واهمه است.(از انسان كامل ص ٣٠١)
ابنِ سَبِيل
-(اصطلاح فقهى)و آن كسى است كه در راه مانده باشد و او را مخارج رفتن بوطن مألوف نباشد و «هو المنقطع به فى غير بلده و لا يمنع غناه فى بلده»چنين شخص يكى از مستحقين زكات باشد(از شرح لمعه ج ١ ص ١٠٩) رجوع شود به مستحقين زكاة.
ابْنِ لَبُون
-شتر سه يا دو ساله است رجوع شود به زكات و انعام ثلثه.
أَبْواب
-(اصطلاح عرفانى)در منازل السائرين در توضيح مقامات سالكان طريق الى اللّه آمده است كه:سالكان طريق حق در حالات مختلفاند،هر يك را بدايتى است كه اولين درجت سير اوست و او را ناچار بابى باشد كه از آن باب وارد شود كه دومين رتبت سلوك است و موقعيكه وارد شد نيازمند به معاملهايست كه لايق بحال اوست و مناسب با آن مرتب از سلوك است و درجه و رتبۀ سوم است.
بعد از معامله با مولاى خود متخلق شود باخلاق محموده و آن چهارمين مرتبت سلوك است و بعد از اين مرتبت خود را مهيا كند كه به بهترين اوصاف و نيكوترين اخلاق متخلق شود كه ثمرۀ معامله است و در اين مرحله ناگزير است كه اصولى را رعايت كند كه مبنى و اساس سلوك او باشد و اين پنجمين رتبت و درجه است.
در جريان كار و طى طريق،در مهالك و شدائدى واقع خواهد شد كه مرتبۀ اوديه و مرحله ششم است و بعد احوالات مختلفى بر او عارض شود كه هفتمين مرتبت است.