فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٩١ - امتِحان
در كليات حقوقى آمده است:
عينى كه باجير تسليم ميشود اعم از اينكه بمنظور استيفاء منفعت باشد مثل حيوان براى سوارى و يا براى اين بوده كه در آن عملى كند مثل تسليم پارچه براى خياطت،در دست او امانت خواهد بود لكن نه مثل ساير امانات بلكه امانت معاوضى است.
و لذا فروشنده ميتواند تا خريدار ثمن معامله را باو تحويل نداده از تسليم مبيع خوددارى نمايد و اگر مانند ساير امانات بود نمىبايست اين طور باشد خصوصا با مطالبۀ مالك.
و همچنين در مورد اجاره،موجر مىتواند از تسليم عين مستأجره قبل از دريافت مال الاجاره خوددارى نمايد با اينكه متعلق حق ديگرى است كه عبارت از منفعت باشد و لكن چون حائز عنوان معاوضه است وقتى استحقاق آن را خواهد داشت كه مال الاجاره را بموجر داده باشد.
بنا بر اين كسى كه اجير شده باشد براى اينكه در عينى عمل نمايد مثل خياطت پارچه حق دارد تا مزدش را نگرفته يعنى باو داده نشده عين را بصاحبش رد نكند و در اين صورت اگر عين بدون تعدى و تفريطى تلف شود ضمانى بر اجير نخواهد بود بلكه شايد مستحق اجرت هم باشد زيرا بواسطۀ عمل،اجرت بذمه موجر استقرار يافته و تلف مسقط آن نخواهد بود.
(كليات حقوقى ص ١٣٦)
امَّت
-گروه و دستۀ از هر قوم را گويند و گاه اطلاق ميشود بر هر دستۀ كه پيامبرى براى آنها فرستاده شده است (از كشاف ج ١ ص ١٠٢)
امْتِثالِ عِلْمى اجمالى
-اين اصطلاح اصولى است و در موارد شبهه،امتثال علمى اجمالى بعمل باحتياط حاصل ميشود (از رسائل ص ١٢٦).رجوع باصول عمليه شود.
امتِحان
-(اصطلاح عرفانى)امتحان عبارت از ابتلاء حق است كه در دلهاى سلاك الى اللّه حلول كند يعنى خداى متعال دلهاى سائرين الى اللّه را آشفته و پراكنده ميكند بواسطۀ ابتلاآت خاص تا بيازمايد آنها را «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ» .
در لمع است كه از امتحان ابتلاء دل اولياء خواهند بگونه گونه بلاها كه از حق بدان آيد از خوف و خزن و قبض و هيبت و مانند آن چنانكه فرمايد «أُولٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوىٰ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ» .
(لمع ص ٣٧٧،كشف المحجوب ص ٥٠٣).
اين اصطلاح مأخوذ از آيۀ قرآن است كه فرمودند:
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً .
مولانا گويد:
چونكه حق و باطلى آميختند
نقد و قلب اندر چرمدان ريختند
پس محك ميبايدش بگزيدۀ
در حقايق امتحانها ديدۀ
تا شود فاروق اين تزويرها
تا بود دستور اين تدبيرها