فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٧٣ - تَأثُّر
ت
ت
-كلمۀ تاء در زبان عربى معانى و حالات مختلف دارد بدين ترتيب كه هرگاه در اول اسم واقع شود حرف جر خواهد بود و ما بعد خود را مجرور ميكند و معناى آن قسم است مانند «تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ» و مخصوص تعجب و اسم الله است و«ترب الكعبه»هم گفته شده است و تاء متحركه(ت)در اواخر افعال حرف خطاب است مانند«كتبت-ضربت»و اتت»و تاء ساكنه(ت)در اواخر افعال علامت تأنيث است مانند«قامت»(از مغنى ص ٦١).
تاء
-(اصطلاح ادبى)كلمۀ تا اسم اشاره براى مفرد مؤنث است«و تى و ته» نيز براى مفرد مؤنث آيد و«تان و تين» براى تثنيهاند در حالت رفع و نصب و جر رجوع به تان و تين شود.
تائِب
-يعنى بازگرديده و بازگردندۀ از گناه،در شرع توبه عبارت از توبۀ از گناه است و آنچه ظاهر شريعت گناه داند و در طريقت توبه عبارت از رجوع از خودبينى و عبادت بينى است كه فرمودند حسنات الابرار سيئات المقربين.
تابِع
-رجوع به توابع شود
تابِعُ النَّجْم
-اين اصطلاح نجومى است.
و يكى از نامهاى دبران بود يعنى ستارۀ كه بدنبال پروين رود.
تابِعِىّ
-(اصطلاح اهل درايه)و تابعى كسى است كه صحابه را ملاقات كرده باشد و بر اسلام مرده باشد.برخى گويند تابعى كسى است كه صحابى را ديده باشد و با او مدتى مصاحبت كرده باشد(از كشاف ج ١ ص ١٨٣).
تابِ زُلْف
-(اصطلاح عرفانى)تاب زلف اسرار الهى را گويند.
تأثير وصف
-(اصطلاحى اصولى)و مراد آنست كه هر گاه كلامى مقرون به وصف باشد آن وصف تأثيرى در مفهوم دارد يا نه و بعبارت ديگر وصف مفهوم دارد يا نه رجوع به مفهوم شود و نيز رجوع به كشاف ج ١ ص ١٠٣ شود
تَأثُّر
-(منطق-فلسفه)تاثر قبول اثر است و آن كيفيتى است كه موجودات طبيعيه از يكديگر حاصل ميكنند و بعبارت ديگر انفعالات خاصى كه هر يك از موجودات در اثر فعل در يكديگر حاصل مىكنند تأثر مىگويند و بنا بر اين