فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤١١ - بُرُوجِ مُثَلَّثه
نخستين از سرطان با درجۀ پسين از جوزا متفق است بطريقت،و درجۀ دهم از سرطان با درجۀ بيستم از جوزا.
و اين دو معنى را اندر كتابها نامهاى گوناگون يافته همىشود .و باكى نيست اندر نامها و لكن آن نام كه با معنى موافق بود اولاتر است.
و بو معشر هر دو برجى كه خداوندشان يكى ستاره بود متفق فى الطريقة نام كرد.
و هر چند كه اين از شمار آن دو گونه اتفاق كه ياد كرديم نيست،نامش نيز اندر خور معنى نيست.
وز جهت اين اتفاقها كه گفتيم بو معشر حال حمل را با حوت و سنبله را با ميزان از جهت قوت،و جوزا را با سرطان و قوس را با جدى از جهت طريقت تسديس طبيعىّ نام كرد هر چند كه يكديگر را نبينند.و چون نزديكترين نظرها بدان جاى كجا سقوط افتد تسديس است او را بدين نام خواند.و نيز حال حمل با سنبله يك با ديگر و حوت با ميزان از جهت طريقت،و جوزا با دلو و سرطان با قوس از جهت قوت مقابلۀ طبيعى نام كرد هر چند كه آنجا نظرى نيست.
و بنظر تربيع گاهگاه ازين اتفاقها افتد چون ثور با دلو و اسد با عقرب از جهت قوت،و چون ثور با اسد و عقرب با دلو از جهت طريقت.و آنگاه ناخوشى و كراهيت تربيع برخيزد و زيانش برود و دلالتش قوى گردد.همچنانك جدائى سقوط و تاريكى و بديش از آن تسديس و مقابلۀ طبيعى نيز هم برخيزد.و زين دو اتفاق كه گفتيم اندر طريقت يكى بنيمههاى شمالى و جنوبى از فلك همىافتد و ديگر بنيمههاى صاعد و هابطش.
(رجوع شود به التفهيم ص ٣٤٧،٣٥٠)
بُرُوجِ مُثَلَّثه
-(اصطلاح نجومى) دوازده برج را در محاسبات قرآنى به چهار مثلث تقسيم كردهاند و هر دو ستارۀ در هر مثلثه دوازده بار قرآن كنند و آنگه از آن مثلثه برخيزند و به مثلثۀ ديگر قرآن كنند.مثلا اگر قران اول باول حمل بوده است قران دوم بقوس باشد كه برج نهم است پس فاصله قران اول و دوم هر دو ستارۀ نه برج بود(هفت برج بود چون در برج اول و نهم قران اول و دوم باشد پس فاصله هفت برج است)و قران سوم آن به اسد بود كه باز برج نهم بود از قرآن دوم و چهارم مجددا به حمل بود پس حمل،قوس،اسد بر شكل مثلثاند و همچنين قران اندر اين سه برج كنند تا دوازده بار اندر اسد باشد آنگاه نقل به مثلثه ثور كنند اول اندر ثور و دوم اندر جدى كه برج نهم است و سوم اندر سنبله كه نهم و دوباره چهارم اندر جدى تا دوازده بار كنند.و طبق محاسبات از مثلثۀ به مثلثۀ ديگر دويست و چهل سال بود و او را قران ميانه خوانند.
و انتقال ممر گويند و تحويل ممر هم گويند.و آن سال كه در آن تحويل الممر بود حكم از وى كنند و پيداست كه مثلثها چهارند اول مثلثۀ حمل.و بازپسين مثلثۀ سرطان و چون زحل و مشترى اين چهار