فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٨٣ - بچه تركان
ور بهبينى در حقيقت كعبه جز بتخانه نيست
و بمعناى معبد و پرستشگاه آمده است.
عطار گويد:
مسلمانان من آن گبرم كه بتخانه بنا كردم
شدم بر بام بتخانه درين عالم ندا كردم
صلاى كفر در دادم شما را اى مسلمانان
كه من آن كهنه بتها را دگر باره جلا كردم
از آن مادر كه من زادم دگر باره شدم جفتش
از آنم گبر مىخوانند كه با مادر زنا كردم
مراد از گبر ظلمت خلقت است و مراد از بتخانه بيابان وجود عنصرى،با مادر زنا كردم،خلاف نفس اماره رفتار كردن است:
(در اين معنى بحث بسيار است).
عطار گويد:
زلف تو زنار خواهم كرد از آنك
هر شكن از زلف تو بتخانهايست
و اندرين بتخانه درد عشق را
جان خونآلود من پيمانهايست
در خرابات خرابى مىروم
زانك گر گنجيست در ويرانهايست
بُتْكَده
-(اصطلاح عرفانى)بتكده به معناى باطن عارف كامل است كه در آن شوق معارف الهيه بسيار باشد.
(كشاف ص ١٥٥٣) عراقى گويد:
در صومعه و بتكده عشقش گذرى كرد
مؤمن ز دل و گبر ز زنار برآمد
در كوى خرابات جمالش نظر افكند
شور و شعفى از در خمار برآمد
در وقت مناجات خيال رخش افروخت
فرياد و فغان از دل ابرار برآمد
يك جرعه ز جام لب او مى زدهاى يافت
سرمست و خرامان بسر دار برآمد
در سوختۀ آتش شمع رخش افتاد
از سوز دلش شعلۀ انوار برآمد
باد در او بر سر آتش گذرى كرد
از آتش سوزان گل بىخار برآمد
ناگاه ز رخسار شبى پرده برانداخت
صد مهر ز هر سو بشب تار برآمد
(لمعه ص ١٥)
بَتْر
-اين اصطلاح اهل ادب و شعر است و اجتماع حذف و قطع است يعنى حرف اول را در فعولن بيندازند و سبب خفيف را هم ساقط گردانند«عول»شود رجوع شود به(كشاف ج ١ ص ١٣٠)
بَتَرِيَّه
-فرقۀ از زيديهاند.
(از درايه ص ١٤٣)
بَجَل
-كلمۀ بجل بفتح با و جيم در زبان عرب بمعنى نعم حرف جواب است و بمعنى«يكفى»و اسم فعل است.و مرادف با حسب هم آمده است.
(از مغنى ص ٥٩)
بچه تركان
-(اصطلاح عرفانى) كنايه از زيبارويان جانستان و آتشافروزان افروزان انس و جان است.
حافظ گويد:
يا رب اين بچه تركان چه دليرند بخون
كه بتير مژه هر لحظه شكارى گيرند