فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٧٥ - تَأخيرِ بَيان از وَقتِ حاجَت
در حكمت بحثى نيز به كمال بودند و در هيچ عصرى از اعصار از حكيمى كه در حكمت ذوقى اشراقى به كمال باشد خالى نباشد و هر گاه چنين وضعى پيش آيد بطور قطع خذلان و بدبختى جامعههاى انسانى شروع شده است و عصر تاريك و ظلمانى بود.
«لانّ الحكيم إمّا أن يكون متوغّلا فى التأله و البحث اى فى الحكمة الذوقية و البحثية احدهما حكيم الهى متوغّل فى التأله عديم البحث و هذا كأكثر الانبياء و الاولياء...
و ثانيهما حكيم بحّاث عديم التأله،و ثالثهما حكيم الهى متوغّل فى التأله و البحث و...
فالحكيم المتوغّل فى التأله عديم البحث و هو خليفة الله».
و بالاخره متأله كسى است كه حقايق را از ناحيۀ اله و روحانيات دريابد و بدو اشراق شود.(از ش ص ٢٣-٢٤)
تاج
-(اصطلاح عرفانى)تاج را دوازده ترك است و دوازده طلب درويش مييابد كه در هر ترك،ترك يك قبيح كند و طلب يك فعل حسن تا شايسته آن باشد.
شاعر گويد:
اى كه مىپوشى لباس اهل دل يكره بدان
كه ره معنى ده و دو ترك دارد تاج شاه
ترك بخل و ترك بغض و ترك قهر و ترك كين
ترك خودبينى و ترك عيب كن بىاشتباه
ترك نخوت ترك شهوت ترك آزار كسان
ترك خور پس ترك خواب و ترك افعال تباه
( تاجنامه) حافظ گويد:
توئى كه بر سر خوبان عالمى چون تاج
سزد اگر همۀ دلبران دهندت باج
دو چشم مست تو برهم زده خطا و ختن
بچين زلف تو ماچين و هند داده خراج
بياض روى تو روشنتر آمد از رخ روز
سواد زلف تو تاريكتر ز ظلمت داج
تَأخيرِ بَيان از وَقتِ حاجَت
-اين اصطلاح اصولى است و تأخير بيان از وقت حاجت آن باشد كه سخن مجملى آرند و در موقع عمل و حاجت آن را بيان نكنند و اين امر شرعا و عقلا قبيح است.
«ذهب اصحابنا و جميع اهل العدل الى امتناع تأخير البيان المجمل عن وقت الحاجة لاستلزامه تكليف ما لا يطاق و امّا تأخيره عن وقت الخطاب ففيه اقوال ثلاثة المشهور الجواز و فصّل بعضهم فجوّز فى غير ما له ظاهر و امّا ما له ظاهر كالعامّ و المطلق و الأمر الظاهر فى الوجوب فلا يجوز تأخير البيان رأسا و اما مع البيان الاجمالى فلا بأس...(از قوانين ج ١ ص- ٣٤١ و ص ٣٣٥-معالم ١٣٣-تلويح ص ٤٥٧ رجوع به بيان شود.) در اصول رشاد آمده است.
در توضيح اين مسأله مقدمة يادآور ميشويم كه در خطابات صادره از طرف شارع،بين وقت صدور خطاب و وقت لزوم عمل بدان طبعا يك فاصلۀ زمانى برقرار ميباشد و بهمين جهت در مقام بيان اين مسأله دو تاريخ در نظر گرفته مىشود يكى زمان صدور خطاب كه آن را حين الخطاب نامند و ديگرى زمان لزوم عمل بدان كه آن را وقت الحاجت مىگويند.
مثلا اگر فرض شود كه آيۀ حج چندين ماه قبل از فرا رسيدن موسم آن نازل شده است.در اين صورت بين تاريخ نزول آيه (حين الخطاب)تا تاريخ حلول موسم حج