فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٦٣ - ايلاء
عينا و يصح الايلاء من الخصي و المجبوب.
در معتقد الاماميه آمده است:
و ايلاء آن بود كه سوگند خورد كه بآن زن وطى نكند.
و شرائط ايلاء آنست كه سوگندخورنده بايد كه بالغ بود،و تمام عقل،و زن بنكاح دوام خواسته باشد،و سوگند بچيزى خورد كه بآن سوگند منعقد گردد از نامهاى خدا،و بايد كه سوگند را بشرطى باز نبندد.و بنيت،و اختيار باشد،بىخشمى و اكراهى.و زن مدخول بها باشد،يعنى:با وى دخول كرده باشد، و آنكه نه از براى مصلحتى بوده باشد، چنانكه رنجى دارد كه جماع زيان ميدارد، و از براى مصلحت زنش نباشد:براى بيمارى،يا آبستنى،يا شير دادن.
و نكاح دوام از براى آن شرط است كه خداى تعالى حكم ايلاء بكسى معلق گردانيده است كه رجوع تواند كرد، نكند،و طلاق ندهد،چنانكه گفت: «فَإِنْ فٰاؤُ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاٰقَ فَإِنَّ اللّٰهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» ،يعنى:اگر بازگردند آنان كه سوگند خورده باشند و كفارت بدهند،خداى تعالى آمرزندۀ مهربان است.
و اگر عزم طلاق دادن كنند خداى تعالى شنواى دانا است.و طلاق نباشد الا در نكاح دوام نه در نكاح متعه.
و باشد كه نكاح متعه كمتر از مدتى باشد كه در ايلاء نهادهاند،و آن چهار ماه است،پس چگونه ايلاء در نكاح متعه صحيح بود.
اما سوگند بنامهاى خداى،از براى آن بايد كه از رسول ص روايت كردهاند:«من كان حالفا فليحلف باللّه او ليصمت»، هر كه سوگند خورد،بايد كه بخداى خورد،و اگر نه خاموش باشد.
اما شرط نيت از براى آنست كه رسول ص فرمود:
«الاعمال بالنيات» .
و اختيار از براى آن شرط است كه هم او فرمود:
«رفع عن امتى الخطاء و النسيان،و ما استكرهوا عليه» ،و مراد باين«رفع»حكم است از كسى كه وى را باكراه بر كارى دارند.اما مدت چهار ماه براى آنست كه خداى تعالى فرموده:
«لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ» ،يعنى:آنان را كه سوگند خورند از زنان خويش،چشم داشتن چهار ماه باشد.
و اما آنكه زن بايد كه با وى دخول كرده باشد،لقوله تعالى: «فَإِنْ فٰاؤُ» ، اگر بازگردند و بازگشتن نباشد الا با چيزى كه كرده باشد.
و چون شرايط تمام باشد،هر گه كه جماع كند،گناهكار شود،و كفارت لازم شود،يعنى:كفارت سوگند.
و اگر هم بر آن سوگند كه خورده باشد بايستد،زن مخير باشد:اگر خواهد صبر كند،و اگر خواهد بحاكم رود،و حال عرضه دارد،تا حاكم وى را بفرمايد بوطى كردن،و كفارت دادن.
و اگر ابا كند،چهار ماه بگذرد از آن وقت كه بحاكم رفته باشد،و آنچه حاكم فرموده باشد نكرده باشد،الزامش كند:[كه تا بازگردد]يا طلاق دهد.و اگر ندهد،نان و آب برو تنگ گرداند، تا از آن دو كار:كه بازگشتن و طلاق