فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٦ - ابْتِداء
رجوع بمباح شود.
در كتاب معتقد الاماميه آمده است:
هر چيزى كه انتفاع بوى صحيح باشد و در وى مضرتى نباشد عاجلا و آجلا،آن بر اباحت است،زيرا كه اين صفت مباحست،اقدام كردن بر آن حسن است، چنانكه هر چه در آن ضررى هست خالص از منفعت،قبيح است،و حرام اقدام كردن بر آن.
و انتفاى مضرت عاجلا بنا يافتن طريق علم يا ظن بود بدان چيز،و چون طريق علم و ظن نيابيم قطع كنيم به نفى ضرر عاجل.
و مضرت آجله عقابست،و انتفاى آن بنا يافتن بطريق سمع باشد،زيرا كه اگر در آن مضرتى بودى آجلا خداى تعالى اعلام فرمودى،و چون برين دليل نيابيم قطع كنيم بر نفى مضرت.
رجوع شود به معتقد الامامية ص ١٧٠، ١٧١
اباحِيّه
-اين اصطلاح عرفانى است، كسانى كه خود را مقيد بقيود و وظائف شريعت نمىدانند و گويند تقيد باحكام شريعت از وظائف عوام الناس است نه اهل حقيقت اباحيه نامند.
(نفحات الانس ص ١٣ كشاف ج ١ ص ١٢٧)
اباضِيّه
-(اصطلاح كلامى)فرقۀ از فرق متكلمان است و از جملۀ خوارج است.
پيروان عبد اللّه بن اباض را گويند كه در ايام مروان بن محمد خروج كرد و بدست عبد اللّه ابن محمد بن عطيه بقتل رسيد.گويند:عبد اللّه بن يحيى الاباضى در همۀ احوال و اقوال با او موافق بود.
از جمله عقايد اينان آنكه،مخالفان خود را كافر دانند نه مشرك و لكن نكاح با آنان روا بود مع ذلك در هنگام جنگ،غنائم آنان را حلال دانند،در مورد مرتكبين كبائر گويند مؤمن نمىباشند و مشرك هم نمىباشند.چنانكه واصل بن عطا نيز بدين گفتار بود.
(از ملل و نحل شهرستانى ص ٦٢) اباضيان چند گروهند.حفصيه، حارثيه،يزيديه،رجوع شود به الفرق بين الفرق ص ٨٨.
اباق
-(اصطلاح فقهى است)اباق بكسر همزه مخفى شدن و فرار كردن عبد است از مولايش از جهت سوء اخلاق و جز آن و آن عبد آبق را مؤبق گويند.(از كشاف ج ١ ص ٩٠).
ابْتِداء
-(اصطلاح ادبى).در لغت افتتاح است و در عرف اطلاقاتى چند دارد ١.ذكر چيزى قبل از مقصود كه ابتداء عرفى گويند.٢.ابتداء حقيقى كه نسبت بآنچه غير اوست مقدم باشد.٣.آنچه نسبت به برخى از امورى كه ما سواى اوست مقدم باشد كه ابتداء اضافى است بنا بر اين ابتداء بودن بسم اللّه حقيقى و تحميد اضافى است.و در اصطلاح نحويان تجريد اسم است از عوامل لفظى بمنظور آنكه اسناد داده شود بآن مسندى و بالجمله «جعل الاسم فى صدر الكلام»مانند«اللّه واحد»رجوع بمبدأ شود.
در اصطلاح عروضيان ركن اول از