فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٨٢ - تِجارَت
كريم است كه فرمود: إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كٰانُوا إِخْوٰانَ الشَّيٰاطِينِ .
تبريك
-(اصطلاح گاهشمارى)و نام عيدى از اعياد است كه نام آن را از بركه بيرون آوردهاند و آن پس از عرابا ميباشد و مدت آن دو روز است(رجوع به عرابا و التفهيم ص ٢٤٥ شود.)
تَبَعُّدِ نَتيجَه
-(اصطلاح ادبى)يعنى دورى نتيجه و آن باشد كه ميان مقدمه و نتيجه بسيار الفاظ معترض افتد مانند:
گفتمش اى ماه روى دلرباى راستين كز لطافت بهترى از صد هزاران حور عين (از كشاف ج ١ ص ١٣٠)
تَبَعُّضِ صَفْقَة
-(اصطلاح فقهى)و صفقة يعنى متاع و مبيع و تبعيض.
صفقه آن باشد كه مبيع را بعض بعض و پاره پاره نمايند مثلا چند متاع را روى هم فروخته است بعضى مستحق للغير يا فاسد بوده يا در بعضى مغبون شده است اكنون پارۀ را مشترى ميخواهد و پاره را نمىخواهد يا نمىتواند نگه دارد چون مال غير است آيا ميتواند چنين كارى كند يا نه بحث است در موردى كه بعضى فاسد باشد و بعضى صحيح گويند ميتواند همه را قبول كند يا همه را رد كند رجوع شود به(شرح لمعه ج ١ ص ٢٤٩)
تَبْيٖينْ
-(اصطلاح ادبى)و آنست كه شاعر چند صفت مجمل برشمارد و در بيت ديگر و يا در مصراع ديگر بيان آن آرد و تفسير آن كند.
عنصرى گويد:
يا به بندد يا گشايد يا ستاند يا دهد
تا جهان بر پاى باشد شاه را اين كار باد
آنچه بستاند ولايت آنچه بدهد خواسته
آنچه بندد پاى دشمن آنچه بگشايد حصار
(از المعجم ص ٢٧٤ رجوع به تفسير و بيان شود).
تَتالى
-(اصطلاح فلسفى)تتالى يعنى پى در پى و متتاليان«هما اللذان ليس بين اولاهما و ثانيهما شىء من جنسهما مثل البيوت المتتالية».
(از شفا ج ١ ص ٨٢)
تَثْليث
-(اصطلاح نجومى)رجوع به قرآن شود.
و مذهب تثليث مذهب نصارى را گويند (رجوع شود به اغانيم سهگانه.و اقانيم ثلث)
تَثْنيه
-(اصطلاح ادبى)تثنيه يعنى دو تا بودن و علامت تثنيه در عربى الف و نون در حالت رفع و ياء و نون در حالت نصب و جر است مانند«جاء زيدان و رأيت زيدين و مررت بزيدين»
تِجارَت
-(اصطلاح فقهى)و مبادله مال به مال باشد.تجارت از نظر نفس خود نه باعتبار موضوع بر پنج قسم است:
١-واجب كه براى مؤنت عيال و اولاد باشد و ديگر مطلق تجارت هم واجب است باعتبار آنكه نظام جامعه احتياج بدان دارد ٢-مستحب،اگر منظور توسعه در امور زندگى باشد.
٣-مباح،كه براى زيادتى در مال باشد.
٤-مكروه كه كسب به امور مكروه و ناخوش آيند باشد.
٥-حرام،كه كسب به امور محرمه باشد مانند ديوثى، شرابفروشى و...مشاغل ديگر كه شرعا و عرفا ناخوش و نامشروع است.
ينقسم موضوع التجارة الى محرم و مكروه و مباح فالمحرم الاعيان النجسة...