فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٢٣ - انْفال
سوم ١٥ شتر است سه گوسفند چهارم ٢٠ شتر است ٤ گوسفند پنجم ٢٥ شتر است پنج گوسفند و ششم بيست و شش شتر است يك شتر بنت مخاض كه وارد در سال دوم شده باشد و نصاب هفتم ٣٦ شتر است كه يك بنت لبون يعنى بچه شتر دو ساله نصاب هشتم ٤٦ شتر است زكات آن يك حقه است كه بچه شتر سه يا چهار ساله باشد و نصاب نهم ٦١ كه زكات آن جذعه يعنى شتر چهار يا پنج ساله است نصاب دهم ٩١ شتر است كه زكات دو حقه است.
يازدهم ١٢١ شتر است كه در هر پنجاه شتر يك حقه و در هر چهل شتر يك بنت لبون است.البته شرط آنها علاوه بر نصاب گذشتن سال و سائمه بودن است.(رجوع شود به(شرح لمعه ج ١ ص ١٠٢).
انْعِدام
-(اصطلاح فلسفى)رجوع بعدم شود.
انْعِكاس
-(اين اصطلاح منطقى است) و تعريفى را گويند كه جامع باشد.رجوع شود به فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده و رجوع به عكس شود.
انْغِماس
-(اصطلاح عرفانى)انغماس عبارت است از توغل و فرو رفتن در ماديات و قيود جسمانى و طلسمات ارضى كه انسان را از توجه بعالم قدس و مقامات عاليه محروم گرداند زيرا انغماس روح در قيود و تعلقات جسمانى يكى از آفات و مهالك است براى سالك و انسلاخ از آنها از شرائط سلوك و سير الى اللّه است.
انْفاق
-(اصطلاح عرفانى و اخلاقى)عبارت از بخشش و بذل مال است در راه خدا بفقراء و مستحقين بحكم (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ) و «أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ» .
و نزد عرفا كمال بذل است،بذل مال،بذل منال،بذل جان و بذل جسم در راه معبود و محبوب حقيقى:
* مال و زر و چيز رايگان بايد باخت
چون كار بجان رسد جان بايد باخت
مال در راه دين بر وفق شريعت خرج كردن كار مؤمنانست،جان در مشاهدۀ جلال و جمال مولى از روى حقيقت بذل كردن كار جوانمردان است،جهد بندگى از بندگان اينست.
(عده ج ١ ص ٧٦٢) جامى گويد:
مصطفى گفت هر كه كرد انفاق
ببرد مزد خود بيوم تلاق
مر آن هرزهكار بىحاصل
كه كند سعى در عمارت گل
هر چه زد در آب و خاك تلف
نايدش زان بغير ناله بكف
گر تو گوئى كسى كه دست رسى
يافت سازد بناى خير بسى
خانقاه و رباط و مسجد و پل
بركه و حوض بر ممر سبل
چون بود قصدش از ريا منفك
مزد يابد بر آن عمل بىشك
انْفال
-(اصطلاح فقهى)انفال جمع نفل است و آن زيادت باشد و نافله و نفل امام چيزى است كه زيادى آيد و آن زمينهائى است كه مردمش آن را ترك