فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١١ - إِخْوانُ التّجْرِيد
و بايد دانست كه اخلاط اربعه بمعناى عناصر اربعه هم آمده است.
(اسفار ج ٢ ص ١٧٣)
أَخْلاق
-(اصطلاح اخلاقى)اخلاق جمع خلق است و خلق ملكهايست نفس را كه مقتضى سهولت صدور فعلى از او بىاحتياج به تفكر و رؤيتى ميباشد.
(اخلاق ناصرى ص ٦٠-اخلاق جلالى ص ٣٨ رجوع شود به خلق) علم اخلاق علمى است كه در آن بحث از تهذيب نفس و چگونگى رابطۀ افراد خانواده با يكديگر و با جامعه و روابط افراد با جوامع است.
حكمت خلقى شامل سه قسمت ميشود تهذيب اخلاق،تدبير منزل،سياست مدينه.
معمولا آنچه را بنام اخلاق ناميدهاند بيشتر همان تهذيب فردى است و دو قسم ديگر حكمت عملى را اخلاق نناميدهاند يا اخلاق جمعى گويند.
بهر حال يكى از بخشهاى حكمت همان حكمت عملى است كه بطور عام ميتواند اخلاق ناميده شود رجوع شود به تهذيب اخلاق و حكمت عملى.
در نزد عارفان يكى از ابواب دهگانه است.و يكى از صفات اهل سلوك و معرفت جدا شدن از اخلاق طبيعت است و دورى از رذائل اخلاقى است كه مربوط به طبايع چهارگانه است يعنى رهائى از قيد تعلقات مادى و خماد الصفات البشريه،يعنى فروگذاردن صفات بشريت و مجانبت دواعى نفسانيه و منازلة الصفات الروحانية.كه با روحانيات صحبت دارد و تعلق بعلوم حقيقت يابد(از شرح تعرف ص ٧٨).
مولوى گويد:
من نديدم در جهان جستجو
هيچ اهليت به از خلق نكو
إِخْلال
-اين اصطلاح اهل ادب و معانى است و آن باشد كه لفظ ناقص از افادۀ اصل مقصود باشد و غير وافى ببيان آن باشد(از كشاف ج ١ ص ٤٩٣).
أَخْنَسِيّة
-(از اصطلاح كلامى است)يكى از فرق كلامى است كه اصحاب اخنس بن قيساند و از فرق ثعالبهاند ايشان در مورد اهل تقيه گويند:نه مؤمناند و نه كافر و يا گويند در مورد اطفال متوقفيم كه مؤمناند يا كافر.
(از ملل و نحل ص ٦٠،٦١-مختصر الفرق بين الفرق ص ٨٦)
إِخْوانُ التّجْرِيد
-(اصطلاح عرفانى) مراد اصحاب تجريد است.
شيخ اشراق گويد:و اخوان تجريد را مقامى است خاص كه در آن مقام ميتوانند هر نوع صورت و موجودى را كه بخواهند ايجاد كنند و آن مقام را مقام«كن»گويند كه فرمودند«عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى» (حكمة الاشراق ص ٢٤٢).
مولوى گويد:
كاين دعاى شيخ نى چون هر دعاست
فانى است و گفت او گفت خداست
چون بگريد،آسمان گريان شود
چون بنالد،چرخ يا رب خوان شود
كه در اين مقام بنده قيود و علائق