فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٩٤ - تَحْريف
حس و حركت كند خشم و ترس مربوط باين قوت است زيرا روح را در حال خشم حركت انبساطى و در حال ترس حركت انقباضى حاصل ميشود و همچنانكه لطيفترين اجزاى طعام در جگر خون ميشود.
لطيفترين اجزاى خون در قلب تبديل به روح حيوانى ميشود.
روح حيوانى نسبت به خون در جگر نسبت خون است با طعام،چون لطافت طعام و روح حيوانى از لطافت خون قلب پديد آيد و چون روح حيوانى متولد شد فورا پذيراى قوتى گردد كه اعضاء بدن پذيراى قوتهاى نفسانى شوند(رجوع شود بذخيرۀ خوارزمشاهى)
تَحْبيس
-(اصطلاح فقهى)و آن باشد كه مثلا خانۀ را براى استفاده شخصى براى مدتى حبس و وقف نمايند مانند سكنى «و حكمه حكم السكنى في اعتبار العقد و القبض و التقيد بمدة و الاطلاق و محله كالوقف و لو حبس على رجل و لم يعين وقتا و مات الحابس كان ميراثا»(از شرح لمعه ج ١ ص ٢٣٣)،رجوع شود به سكنى.
تَحْتَ الشّعاع
-از اصطلاحات هيوى است.رجوع شود به تصميم و خسوف...
تحجير
-(اصطلاح حقوقى و فقهى)در كليات حقوقى آمده است:
تحجير عبارت است از شروع در مقدمات احياء باين كه شخص بقصد حيازت علاماتى در زمين قرار دهد اگر چه مدخليتى در احياء نداشته باشد.از عمارت و ساختمان و هر گونه آبادى و آماده كردن زمين براى زراعت يعنى تخمكارى و آبيارى و امثال آنها.
باحياء،ملكيت حاصل ميشود،اما تحجير موجب حصول اولويت است و لكن در عين حال حقى است كه توريث ميشود و قابل نقل و انتقال است.
حق تحجير محدود بوقت معينى نيست بلكه بر حسب اوضاع و احوال و امكنه متفاوت است:بهر حال اگر تحجيركننده و در مدتى كه تعيين آن موكول بنظر عرف و حاكم است زمينى را كه تحجير كرده احياء ننمود حقش ساقط گرديده و ميشود آن را از او انتزاع نمود.
(كليات حقوقى ص ٢٠٥)
تَحَدُّبُ القَمَر
-(اصطلاح نجومى)و عبارت از تحدبى بود كه در ماه پديد آيد هر گاه در ربع اول اخير باشد و همين طور در مريخ.
تَحْذير
-(اصطلاح ادبى)تحذير در لغت ترسانيدن است و نزد نحويان مفعول به است به تقدير«اتّق»و«حذّر»و«بعد» و«اجنتب»و مانند آن به صيغه فعل امر حاضر مثال«ايّاكَ و الاسد»يعنى«اتق نفسك من الاسد»(از شير خود را حفظ كن) و«ايّاك و الشّر»و بالجمله تحذير التزام مخاطب است كه احتراز كند از امر مكروه محذر منه كه در مثال بالا ياد شد و منصوبند به فعل تقديرى و گاه بواسطه تكرار محذر منه تحذير محقق ميشود مانند«الاسد الاسد.
الطّريق الطّريق»(از سيوطى ص ١٧٩).
تَحَرُّك
-(اصطلاح فلسفى)رجوع به تحريك و(تهافت التهافت ص ٤٨١) شود.
تَحْريف
-(اصطلاح ادبى)تحريف در لغت تغير است يا تغيير چيزى از محلش و نزد محدثان عبارت از تصحيف است يعنى