فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٠ - اسْمِ اعْظَمْ
نيست اينها بر خدا اسم علم
كه سيه كافور دارد نام هم
اسم مشتق است ز اوصاف قديم
نى مثال علت اولى سقيم
اسْمِ آلة
-(اصطلاح ادبى)آنچه بواسطۀ آن اثر فاعل بمفعول رسد مانند «منحت،مفتاح»و جز آن(از شرح تصريف ص ١٣٣).و آن اسمى است مر ابزار كار را و آن بر دو قسم بود اسم آلت مشتق و اسم آلت جامد و جامد آن بود كه به خودىخود نام افزارى بود مانند انبر، كلنگ و شمشير و مشتق آن بود كه باضافه «هاى»غير ملفوظ از بعضى افعال ساخته شود مانند سنبه،نشانه و تا به در پارسى.
( دستورنامه ص ٢٢)
اسْماءِ اسماء
-(اين اصطلاح عرفانى است).
صوفيه گويند:وجود حق را اسماء و صفاتى است كه لوازم ذات او است و مراد از اسماء در كلمات آنها الفاظ نيست مثلا الفاظ عالم و قادر و غيره مراد از اسماء در كلمات آنها الفاظ و بلكه مراد آنها از اسماء حق مثلا معنى عالم و قادر است همان طور كه مراد از صفات اعراض زائده بر ذات نمىباشند.
(اسفار ج ٣ ص ٥٩)
اسْم اشارَه
-(اصطلاح ادبى)اسمى است كه براى اشارت به چيزى يا شخصى نهاده شده است،اشاره حسيه به جوارح و اعضاء يا ذهنيه و در عربى پنج لفظ باشد براى شش معنى«ذا،ذان،ذين،تا تى،ته،ذه،تهى،ذهى،تان،تين،هولا» مفرد مذكر ذا،ذى،ذه،ذهى و تثنيه آن تان و تين و جمع هر دو اولاء و براى اشاره به متوسط«ذاك»گويند و براى دور«ذالك و تالك»براى مكان قريب «هنا»و«هاهنا»و براى دور«هناك»و «هاهناك».
(از الهدايه ص ١٩٥-سيوطى ص ٣٠)
اسْمِ اعْظَمْ
-(اصطلاح عرفانى) بزرگترين نام خدا را اسم اعظم گويند.
و در مورد اسم اعظم و اينكه كداميك از اسماء اللّه اسم اعظمند و در چه سورۀ از سور قرآن است و آيا آنكه اسم خاصى از اسماء اللّه اعظمست يا نه اختلاف آراء است.
بعضى ميگويند:تمام اسامى خدا اعظمند.
ميبدى گويد:اسم اعظم در غايت خفاء است و اطلاع بر آن موقوف بر صفا است.
محى الدين گويد:اسم اعظم مدلول عين الجمع است و در اوست حى و قيوم.
و در باب ٢٧٧ گويد يك اسم در ميان اسماء اللّه اعظمست و آن در آية الكرسى و اول سورۀ آل عمران است.
(فتوحات مكيه-رسائل شاه نعمت اللّه ص ١٧).
بعضى گويند اسم اعظم كلمۀ اللّه است.
شاه نعمت اللّه گويد:
اسم اعظم نزد ما باشد قديم
يعنى بسم اللّه الرحمن الرحيم