فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٨٠ - القاآت
هر آنچه كاشف از قصد باشد نيز صادق است در اين صورت مرجع بحكم اطلاق اصالت صحت است.و اين اصل ناشى است از عدم اعتبار خصوص لفظ.
بنا بر اينكه الفاظ در صدق طبيعت عقود معتبر باشند آيا اختصاص به الفاظ مخصوصى خواهند داشت يا هر لفظى كه دلالت بر طبيعت عقد كند و لو بطور غلط و يا از روى مجاز و بنصب قرينه بر مراد كافى خواهد بود؟و آيا همان طورى كه طبيعت بيع بانشاء آن بالفاظ مخصوصى از قبيل بيع و شراء واقع ميشود بالفاظى هم كه دلالت التزامى بر اين معنى داشته و از لوازم اين عنوان باشند واقع خواهد شد؟ و آيا ميشود لفظى را كه اختصاص بعنوان مخصوصى از عقود دارد بجاى عقد ديگرى بكار برد مثل اينكه شخصى بجاى استعمال بيع بگويد منفعت خانه خود را بتو واگذار كردم يا اجاره را بجاى بيع بكار برد يا تعبير به هبه نموده و قصدش از آن بيع باشد يا بالعكس و در همه احوال قرينه بر تعيين مراد آورد و خواه علاقه و مناسبتى كه مصحح استعمال مجازى است وجود داشته باشد يا نه؟ (كليات ص ٧٠)
الفاظ مُتَّفقَه
-(اصطلاح منطقى) مراد اشتراك لفظى است،خواجۀ طوسى گويد:اگر يك لفظ بر معانى بسيار دلالت كند آن را الفاظ متفقه خوانند.
(اساس الاقتباس ص ٩)
الْفاظِ مَدْح
-رجوع شود بالفاظ ذم و قدح.
الْفَت
-اين اصطلاح اخلاقى و اجتماعى است خواجه طوسى گويد:و اما الفت آن بود كه رأىها و اعتقادات گروهى در معاونت يكديگر بجهت تدبير معيشت متفق شوند.(اخلاق ناصرى ص ٧٩ و رجوع باخلاق جلالى ص ٦٩ شود)
القاآت
-(اصطلاح عرفانى)القاآت در نزد عارفان بمعنى خطابات و واردات آمده است،القاء عبارتست از واردى ربانى رحمانى كه بواسطۀ آن بنده از عالم غيب آگاهى يابد و حقايق روحانى را دريابد.
و آن يا صحيح است يا فاسد و القاء صحيح هم يا الهى ربانى است كه متعلق به علوم و معارف است و يا ملكى روحانى است كه باعث بر طاعت است.
القاء فاسد هم يا نفسانى است كه در آن حظ نفس باشد كه هاجس ناميده ميشود و يا شيطانى است كه دعوت به معصيت كند كه «الشَّيْطٰانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ- يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشٰاءِ» كه وسواس ناميده ميشود.
جامى گويد:القاء الهى را لذتى بزرگ بدنبال آيد كه تمام وجود انسان را فرا گيرد و صاحب آن را براى مدتى از طعام و شراب بىنياز گرداند و القاء روحى را غير از همان لذت القاء لذت ديگرى نباشد(مصباح الانس ص ١٥).
قيصرى گويد:بدان كه القاء بر دو قسم است يكى القاء رحمانى ديگرى القاء شيطانى و هر يك از آنها بلا واسطه است يا بواسطه،قسم اول القائى است كه حاصل ميشود از وجه خاص رحمانى كه مراد از القاء سبوحى همانست يعنى القاء