فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٤ - اصْطِفاء وَ اجْتِباء
(عناصر)يجمعها الى طبيعة واحدة فلا تكون نارا و لا ارضا و لا هواء و لا ماء ثم اذا عادت الغلبة متسلطة فرقت و احدثت العناصر فيكون صور هذه العناصر من شأنها ان ينسلخ عنها باستيلاء المحبة».
(شفا ج ٢ ص ١٩٨) «و اول هذا العالم هو المحبة و المنازعة و وافق فى هذا الرأى انباذقلس حيث قال الاول الذى ابدع اولا هو المحبة و الغلبة».(رسائل ملا صدرا ص ٩٩) و بالاخره وى گويد عشق و كين پيوسته بودهاند و خواهند بود و تمام حركات و فعل و انفعالات عالم وجود بواسطۀ حب و نفور است.
اصْحابِ نَبِىّ
-(اصطلاح رجال و درايه)كسانى كه صحبت رسول را درك كردهاند با ايمان بدو و بر همان ايمان مرده باشند بعضى گويند كسانى كه حضرت رسول را در حيات ملاقات كرده باشند و گر چه بعد از رحلت او ايمان آورده باشند.
(از دستور ج ١ ص ١٠)
اصْحابِ نَقْل
-(اصطلاح فلسفى) تناسخيه را اصحاب نقل گويند كه قابل بانتقال نفوس انسانى بعد از مرگ به ابدان و اجساد ديگرند رجوع به تناسخ شود.(اسفار ج ٤ ص ١٣٠)
اصْحابِ مُكاشَفات
-اصحاب مكاشفات را ارباب اذواق و اشراقات گويند و آنان كسانى هستند كه بواسطۀ رياضات و مجاهدات بمقام مكاشفات رسيده باشند.
اصْحابِ وَحْى
-انبياء را گويند.(حكمت اشراق ص ٣٠٥)رجوع بوحى شود.
اصْحابِ هَيُولى
-(اصطلاح فلسفى) كسانى كه قائل بقدم هيولى ميباشند اصحاب هيولى گويند زيرا آنان گويند هيولى قديم است و صورتش مبدع است.
(جامع الحكمتين ص ٢١١)
اصْحابِ يَمين
-اين اصطلاح عرفانى است و كسانى را گويند كه در انجام عبادات موفق به توفيق الهى ميباشند و لكن به مقام و حال دوام مراقبت نرسيدهاند.
(حاشيه بر شرح قشيريه ص ٣٥)
اصْدَاعُ الْجَمْع
-اين اصطلاح عرفانى است و فرق بعد از جمع است بظهور كثرت در وحدت.
اصْطِفاء
-اين اصطلاح عرفانى است و آن بود كه حق تعالى دل بنده را براى معرفت خود فارغ گرداند تا صفا يابد.
(از لمع ص ٣٧٠)
اصْطِلام
-اين اصطلاح عرفانى است و غلبات حق بود كه بكليت بنده را مقهور خود گرداند بامتحان لطف اندر نفى ارادتش و آن ارق از امتحان است.
(از كشف المحجوب ص ٥٠٦)
اصْطِفاء وَ اجْتِباء
-(اصطلاح عرفانى) اصطفاء در لغت به معنى اختيار كردن است.
هجويرى گويند:اصطفاء آن بود كه حق تعالى دل بنده را براى معرفت خود فارغ گرداند تا معرفت وى،صفاء خود را اندر آن بگستراند و اندرين درجت خاص و عام مؤمنان همه يكىاند از عاصى و