فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٩٦ - تَنْكير
ازو بركشند،و اين دليل است بحكم كردن ايشان بپليدى آب چاه بىاعتبار بمقدارش.
(رجوع شود به معتقد الاماميه و ص ١٧٩،١٨٠).
تَنْسيقِ صِفات
-(اصطلاح ادب و بديع) و آن بود كه شاعر چند صفت مختلف در پى يكديگر آرد و يك چيز را چند صفت مختلف كند مانند:
جهانگير شاهى عدو بند شيرى
صف آراى گردى سپه كش سوارى
(از المعجم ص ٢٨٥ ك).
تَنْقيحِ مَناط
-(اصطلاح اصوليان)نزد اصوليان آن باشد كه ثابت شود عليت فارقى يا ثابت شود عليت مشترك.(فارق عبارت از وصفى است كه در اصل باشد نه در فرع و مشترك چيزى كه در هر دو يافت شود)و مآل تنقيح به تقسيم است بآنكه حكم را علتى بايد و آن علت حكم يا وصف فارق است يا مشترك و لكن وصف فارق صالح براى علتى نيست پس حكم مشترك ثابت شود پس در موردى كه حكمى باشد و عليت علت حكم هم بيان شده باشد از باب تنقيح مناط و ملاك ميتوان اين حكم را بعلت همان وصف مشترك در مورد ديگر جريان داد.
و بالجمله توجه و نظر به عليت چيزى است كه نص بر عليت آن باشد و آن عليت در هر جا باشد آن حكم جارى است.
(از كشاف ج ٢ ص ١٤١٥ و ١٣٧٦).
و اين مورد بر خلاف قياس تمثيل است كه تصريح به عليت آن نشده است.
تَنْكيت
-(اصطلاح بديعى)و آنست كه در كلام براى رعايت نكته دقيق لفظى بيفزايند يا از ميان چندين لفظ كه آوردن هر يك ممكن باشد يكى را برعايت نكته اختيار نمايند كه در ترك آن از لطايف دقيقۀ كه منظور بوده باز ماند چنانكه ابو نواس گويد:الا فاسقنى خمرا و قل لى هى الخمر.و لا تسقنى سرا اذا أمكن الجهر.كه جملۀ قل لى هى الخمر براى اين نكته است كه شاعر خواسته گوش را از شنيدن آن لذت حاصل شود.
معزى گويد:
آن زلف مشكبار به آن روى چون بهار
گر كوته است كوتهى از وى عجب مدار
شب در بهار روى نمايد بكوتهى
آن زلف چون شب آمد و آن روى چون بهار
كه اگر روى آبدار يا چون نگار ميگفت اين لطافت را نداشت.(از ابدع ص ١٩٨ ١٩٩).
تَنْكير
-(اصطلاح ادبى)نكره آوردن و منكر بودن است و در سخن گاه مسند و گاه مسند اليه را براى افاده معانى چند نكره آرند و اصل در مسند اليه آنست كه معرفه باشد و گاه براى فوائدى نكره آرند مانند«الله الهنا و محمد نبينا»كه هر دو معرفهاند.
و گاه خلاف اين اصل عمل كنند و مسند اليه را براى فوائدى نكره آرند از جمله افراد باشد مانند «جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ» كه مردى خاص است و براى نوع مانند وَ عَلىٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ كه نوعى از پوشش باشد و گاه مسند را نكره آرند براى افاده معانى چند گر چه اصل در مسند نكره بودن است مانند «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» كه قصد عظمت است و براى تحقير مانند«ما زيد بشىء»(از مختصر المعانى ص