فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٠٢ - تَوحيد
كه بنده از جهت كرم حق توبه كند، در رساله قشيريه است كه:توبه اول منزل از منازل سالكين است و اول مقام از مقامات طالبين.
جنيد گويد:توبه نسيان از گناه است.
رويم گويد:توبه آن باشد كه بنده توبه كند از توبه كه استغفار از كمى راستى و صدق در گفتار«استغفر الله»است يعنى اينكه بندت گويد«استغفر الله»كه با اين صيغه توبه كند ازين توبه از جهت كمى صدق در گفتار صيغه توبه.
(از مصباح الهدايه ص ٣٦٧-شرح منازل ص ١١١).
ذو النون گويد:توبه عامه از گناه برگشتن است و توبه خاصه از غفلت بازگشتن است و توبه انبياء آنست كه خود را عاجز بينند از رسيدن بمقامى كه ديگران رسيدهاند.
نورى گويد:توبه آن باشد كه از يادآورى غير خدا و ما سوى الله توبه كنى و بازگردى(رساله قشيريه ص ٣٢-٤٥- شرح تعرف ج ٣ ص ١٥٩،١٧٥،كشف المحجوب ص ٣٧٨).
تَوَجُّه
-(اصطلاح عرفانى)توجه آنست كه متوجه حق شوى بكلى ظاهرا و جوهرا و عرضا و بيرون آيى از هر داعيۀ كه تو را بغير حق ميخواند(رسائل ج ١ ص ٢٠).
تَوجيه
-(اصطلاح ادبى)يكى از محسنات معنويه است و ايراد كلامى باشد محتمل الوجهين و از جمله متشابهات قرآن ميباشد و حركت ما قبل روى را نيز گويند.
(از مطول ص ٣٧ و رجوع شود به المعجم ص ٢٠٤).در ابدع البدائع آرد:
توجيه آنست كه چند لفظ از كلام خود را متكلم متوجه نمايد باشياء متناسبه از قبيل اسماء طبقۀ از مردم كه راجع به تاريخ است يا بسوى اصطلاحات يكى از علوم يا ساير اسامى و الفاظ كه با يكديگر متلائم باشند.
سيد حسن غزنوى گويد:
بدان خداى كه هر ذرۀ در حقيقت او نموده روشن چون آفتاب صد برهان * اين هفت ستاره كه بر اين هفت سپهرند
هستند بحكم تو همه غارب و طالع
مرا مر تو را دائرۀ مه شده منقاد
مر نهى تو را نجم عطارد شده تابع
ناهيد گه لهو تو را گشته مخبر
خورشيد گه جود تو را گشته متابع
* درين دوازده منظر هزار شمع افروخت
كه تا بصبح قيامت همىبود تابان
نشاند پيرى به نزد خانۀ هفتم
بنام كيوان كآراسته به او ايوان
سپرد صدر ششم را بقاضى عادل
كه يك نم از قلم او است چشمۀ حيوان
رشيد الدين گويد:
تَوحيد
-(اصطلاح فلسفى و عرفانى)توحيد در لغت تفريد است و در اصطلاح اهل ذوق تفريد وجود محض است (مصباح الهدايه ص ٦١).
توحيد بمعناى يگانه نمودن پروردگار و يكى گفتن و يكى كردن است.
خواجه گويد:توحيد تنزيه خداست از حدثان.
هجويرى گويد:حقيقت توحيد حكم