فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٤ - اسْباب
عرفانى)مراد فصول چهارگانه است و نيز منظور زمانهائى است كه نطفه در رحم حالات و صورتهاى مختلف بخود گيرد اول زمانى كه نطفه وارد رحم شود،دوم زمانى كه صورت انسانى يابد سوم زمانى كه حيات در كالبد آن پديد آيد،چهارم زمانى كه در وضع و سرنوشت آيندۀ فرزند اثر خواهد داشت كه آخر مرحله است.
(از انسان كامل عزيز الدين نسفى ص ٢٩).
و از(اخوان الصفا ص ٢٠٥)
اسارَتْ
-(اصطلاح عرفانى)اسارت يعنى گرفتارى و در بند بودن و مراد در اينجا گرفتارى و اسارت و در بند ظواهر است كه مانع وصول بحقايق است:
بابا طاهر گويد:كسى كه اسير و گرفتار علم خود گردد بر همان دانائى خود كه فرض كرده است بماند و از آن خلاص نشود و بمرتبت اعلا نرسد و موقعى كه از قيد اسارت علم بيرون آيد و محو موهوم شود و انانيت خود را رها كند و از قيد اسارت علم رها شود بحق برسد.
و گويند گرفتار علم طالب ثواب آخرت است و گرفتار حقيقت از حظوظ نفسانى اعراض كند،و گرفتار حق از تمام حظوظ رو گرداند(شرح كلمات بابا ص ١٥٣-١٥٤-١٥٥).
اساطِينُ اْلِحْكَمة
-(اصطلاح فلسفى است)و اطلاق به بزرگان حكمت در يونان باستان شود و اغلب اطلاق بر هفت حكيم شود كه كرارا از آنان در كتب فلسفيه نام برده شده است،صدر الدين شيرازى و شهاب الدين از اين هفت تن بعنوان پيامبران نام بردهاند و آنان عبارتند از:سولون، بيوس،فارياندروس،تالس،كيلون، فيطيقوس و قيليبوس؟ ابو ريحان گويد:اينان از حكماء اقدماند و قبل از ظهور ستارۀ حكمت در سرزمين يونان ظهور كردهاند.
(رجوع شود به تحقيق ما للهند ص ٢٤،٢٥).
اسامَى
-(اصطلاح عرفانى)مراد اسماء الهى است،رودبارى گويد«اظهر الحق الاسامى و ابداها للحق ليسكن بها شوق المحبين اليه و تأنس بها قلوب العارفين له»كه عبارت از اعيان و حقايق موجودات عالم است چنانكه فرموده«و علم آدم الاسماء كلها»(طبقات ٣٦٠).
اسْباب
-(اصطلاح فلسفى،اصولى، و عرفانى)اسباب جمع سبب است و سبب چيزى است كه وجود مسبب بدو و از اوست.
اسباب چهارند مايه،صورت،فاعل و غايت رجوع شود بعلل اربعه.
(مصنفات بابا افضل ج ١ رساله ٢ ص ٢٢).
بهر حال در فلسفه مرادف با علت است و در اصول فقه نيز گاه مرادف با علت آيد و گاه مرادف با شرط آيد و گاه اطلاق شود بر مستندات حكم كه خطابات (اوامر و نواهى)و ادلۀ حكم باشد و گويند اسباب حجر يعنى عللى كه موجب منع از تصرف شخص در اموال و امور مربوط به