فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٢ - أَخْبارِ تَثْلِيث
الخبت»و جمع آن اخبات و خبوت است، و آن عبارت از سرزمين آرام و وسيع است و«اخبت الى اللّه»يعنى آرام گرفتن بسوى او و اظهار خشوع كرد«خبتة خبتة» (بضم و كسر)بمعناى تواضع و فروتنى «خبيت»يعنى حقير و كوچك و گفته ميشود «خبيت النفس»يعنى منكسر القلب و دل شكسته:
اين كلمه مأخوذ از آيۀ شريفه وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ است.
صاحب منازل السائرين گويد اخبات از نخستين مراحل طمأنينت است و عبارت از ورود و صعود مسافر است در مقامى كه نفس او مطمئن شده و شك و ترديدى در خود راه ندهد و رجوع آن ممكن نباشد و چنان از خود غفلت ورزد كه خود و ما سوا را فراموش كند:
صاحب مصباح الانس گويد:ملاك مقامات ابواب سه است:اول زهد دوم ورع سوم حزن بر ما فات است از كمالات و اسباب آنها كه متضمن خوف و حذر و اشفاق و خشوع و اخبات است:در هر حال اخبات هم بمعنى آرامش خاطر و هم بمعناى انكسار دل و خشوع و فروتنى است كه انكسار دل در مقام تضرع و تخشع بحضرت كبريائى است.
(شرح منازل السائرين ص ٢٥)
أَخْبار
-(اصطلاح ادبى و اصولى است)اخبار بفتح جمع خبر و بكسر همزه مصدر باب افعال است و اطلاق بر كلامى كه او را در خارج نسبتى باشد كه با او تطابق يا عدم تطابق داشته باشد ميشود و بعبارت ديگر در خارج نسبت او را ما بازائى وجودا او عدما باشد و گاه اطلاق شود بر القاء كلام.بتوضيح ديگر هرگاه كلام را نسبتى خارجى باشد در يكى از زمانهاى سهگانه حال،گذشته و آينده بآنكه بين طرفين آن در خارج نسبت ثبوتى يا سلبى باشد و آن نسبت ما بين دو طرف با خارج مطابقت كند اعم از آنكه نسبت ثبوتى باشد يا سلبى مانند«على شجاع است و على جبان است يا شجاع نيست»و در صورتى كه كلام را در خارج نسبتى نباشد يعنى مفيد وقوع و عدم وقوع نسبتى خارجى نباشد آن كلام را انشاء گويند مانند«اضرب زيدا».
تفتازانى گويد:مركب تام محتمل الصدق و الكذب را از لحاظ آنكه مشتمل است بر حكم و محتمل است مر صدق و كذب را خبر و از لحاظ افادۀ حكم اخبار گويند و اخبار بحق را اگر به نفع يكى و ضرر ديگرى باشد شهادت گويند و اگر براى اثبات حق مخبر باشد دعوى گويند و اگر براى اثبات حق ديگر باشد اقرار گويند.
(دستور ج ١ ص ٥٨-مختصر المعانى ص ١٦).
و اخبار نزد محدثان مرادف حديث است و بعضى گويند مغاير آنست.(از كشاف ج ١ ص ٤٥٤).
أَخْبارِ تَثْلِيث
-اين اصطلاح اصولى است و مراد اخبارى است كه امور در آنها بر سه شق شدهاند:مانند«امر بين رشده فيتبع و امر بين غيه فيجتنب و امر مشكل يرد علمه الى اللّه و رسوله»«حلال بين و حرام بين و شبهات بين ذلك»(قوانين ص ٢٦٣).