فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٧ - إِخْلاص
گفت مؤمن بشو اى جبرى خطاب
آن خود گفتى نك آوردم جواب
بازى خود كردى اى شطرنجباز
بازى خصمت ببين پهن و دراز
نامۀ عذر خودت برخواندى
نامۀ سنى بخوان چه مائدى
آنچه گفتى جبر يا نه در قضا
سر آن بشنو زمن در ماجرا
اختيارى هست ما را در جهان
حس خود منكر نتانى شد عيان
اختيار خود ببين جبرى مشو
ره رها كردى بره آ،كج مرو
سنگ را هرگز نگويد كس بيا
وز كلوخى كس كجا جويد وفا
آدمى را كس كجا گويد بپر
يا بيا اى كور در من در نگر
گفت يزدان ما على الاعمى حرج
كى نهد بر ما حرج رب الفرج
امر و نهى و خشم و تشريف و عتيب
نيست جز مختار را پاك جيب
اختيارت هست در ظلم و ستم
من ازين شيطان و نفس اين خواستم
* اختيارى هست در ما ناپديد
چون دو مطلب ديد آيد در مزيد
اوستادان كودكان را ميزنند
آن ادب سنگ سيه را كى كنند
اخْتِيارات
-(اصطلاح نجومى است) و عبارت از برگزيدن وقتى بود مسعود كه مناسب و ملايم با غرض و كارى بود كه در صدد انجام آن ميباشد و يا بهترين اوقات باشد براى انجام مقصود و شروع به كارى و آن وقت و ساعت طبق قواعد نجومى ميمون بود مثلا اصحاب نجوم گويند:زراعت منسوب بزحل بوده و دعاوى منسوب به مشترى...
(از بيست باب ملا مظفر)
إِخْراجِ كَلام بَرْ مُقْتَضاىِ ظاهِر
- (اين اصطلاح اهل ادب و معانى است)و كلام گاه بر مقتضاى ظاهر القا شود و آن القاء خبر باشد بر مخاطب بر وفق ظاهر حال او چنانكه اگر خالى الذهن باشد مجرد از مؤكدات آرند و اگر مترد الذهن باشد مؤكدا ايراد شود و اخراج كلام بر خلاف مقتضاى ظاهر آن باشد كه بر وفق مقتضاى حال مخاطب نباشد چنانكه بر مخاطب خالى الذهن و غير منكر با تأكيد القاء شود(از دستور ج ١ ص ٥٨)رجوع به بلاغت و فصاحت و مقتضاى حال شود.
إِخْراجِ ما فِى الْقُوّة
-(از اصطلاحات علوم غريبه و نام يكى از رسائل جابر بن حيان است در علوم غريبه)و بدين جهت بدين نام ناميده شده است كه در او بحث از تحولات و تبدلات اشياء بيكديگر شود و منظور اساسى بيان اين است كه در ماده اشياء عالم و در هر چيزى،چيزهاى ديگر نهفته بود كه از قوت به فعل آيد و اصولا موضوع كار كيميا و تبديل فلزات به طلاى ناب همين بود كه از قوت بفعل آرند.
إِخْلاص
-(اصطلاح عرفانى)بمعناى