فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٣٨ - اوَّلُ ما خَلَق
ميدانند و ميگويند چون«الاول لا ماهية له» يعنى ذات حق كه مبدأ المبادى است وجود محض است و بسيط است و او را ماهيتى نيست و ناچار بايد اول صادر هم بسيط باشد و در هر حال اول ما صدر را مشائيان عقل اول و اشراقيان نور اول و نور اقرب مينامند و نيز اول ما خلق هم گويند.
اولين زادۀ قدرت قلم است
كه ز نوكش دو جهان يك رقم است
(جامى) كاول آفريدهها عقل است
برتر از برگزيدهها عقل است
عقل كل يك سخن ز دفتر او
نفس كل يك پياده بر در او
(سنائى) واهب العقل و ملهم الالباب
منشىء النفس مبدع الاسباب
(سنائى) «فذلك الواحد عند اهل النظر هو القلم الاعلى المسمى بالعقل الاول و عندنا الوجود العام و هو التجلى السارى».
(مصباح الانس ص ٣٠) و بنا بر اين اول ما صدر نزد عرفا وجود عام و تجلى سارى است.
و عدۀ ديگر از عرفا گويند اول ما صدر حضرت احديت و بعد حضرت الوهيت و بعد واحديت و بعد قلم است.
(مصباح الانس ص ٣٠) و در حديث است كه
«اول ما خلق اللّه العقل و يا نورى و يا خلق اللّه المشية بنفسها ثم خلق الأشياء بالمشية» .
(شرح نهج البلاغه لاهيجى ص ٣) زردشت گويد:«اول ما خلق من الموجودات بهمن ثم اردى بهشت ثم شهريور ثم اسفندارمذ ثم خرداد ثم مرداد و خلق بعضهم من بعض كما يؤخذ السراج من السراج».(ش ص ٣٢١) فارابى گويد:اول ما خلق عقل اول است كه محرك فلك اكبر است و بعد از آن عقول افلاك ثمانيه است.وى عقول نهگانه را ملائكه ناميده است و عقل دهم را عقل فعال ناميده است.
بعضى گويند اول ما خلق هيولى و صورت است و بعضى گويند نور و ظلمت است بعضى گويند جوهر و عرض است، خير و شر است،لوح و قلم است،فيض و عقل است،محبت و غلبه است،موجود روحانى و جسمانى است.
و بعضى گويند حركت و سكون است،وجود و عدم است،نفس و روح است،كون و فساد است،دنيا و آخرت است،علت و معلول است،مبدأ و معاد است،قبض و بسط است،و اينان هر يك تعبيرات خاصى دارند و جمله ثنوى مذهب هستند.(اخوان ج ٣ ص ٢٠٢) فلوطن از مبدأ كل و مصدر كل گاهى تعبير باحد ميكند زمانى به خير و وقتى بفكر مجرد يا فعل تام،مبدأ نخست چون كامل است و بخل و دريغ ندارد البته فياض و زاينده است و پدر موجودات و مصدر آنها است و ريزش ميكند همچنانكه خورشيد نور مىپاشد.
و فرزند بلا واسطۀ او يعنى آنچه بدوا از او صادر ميشود در مراتب كمال باو نزديك است اما البته بپايۀ او نيست آن صادر اول عقل است و عالم معقولات و